46جداى از رييس محمل بزرگ شامى يا مصرى بوده و حجاج ايرانى از هر مسير كه مىرفتند، زير نظر رييس آن محمل در مىآمدند. در مسير شام تحت نظر پاشاى تعيين شده از سوى دولت عثمانى بوده و در راه جبل، در كاروان بزرگ امير جبل به سمت حجاز مىرفتند.
به هر روى حملهدار به نوعى سامانده كار حجاج از رفت و آمد در سفر طولانى حج بود و براى اين كار خود مبلغى از حجاج مىگرفت. وى در ضمن، رابط ميان شريف مكه و حجاج نيز بوده و لزوماً مىبايست پولى هم براى شريف از حجاج بگيرد؛ در غير اين صورت، خودش گرفتار مشكل مىشد. در سال 1322 شريف مكه همۀ حملهدارهاى ايرانى را كه زائر از راه جبل مىبردند، زندانى كرد تا آنان را تحت فشار گذاشته وادار كند تا مبلغى از حاجيان بگيرند.
ميرزا داود مىنويسد: روزى خبر آوردند كه همه حملهدارها را كه بيست و پنج نفر هستند؛ يعنى حملهدارهاى جَبَلى كه حاج ايران را مىبردند، شريف محبوس كرده است، كه از آن جمله حاجىقاسم است.
ميرزا اسداللّٰه خان را فرستادم نزد جناب قونسول، كه حاجى قاسم نوكر حقير است، هر چه بايد بدهد بفرماييد كه حقير بدهم. او هم معقوليت كرده، فورى حاجى قاسم را مرخص كرده بود، ولى حمله دارهاى ديگر را محبوس كرد، از هر حاجى يك ليره و كجاوهاى دو ليره گرفتند.» 1در منابع، معمولاً از روش حملهدارها انتقاد 2و گاه ستايش شده است.
در اين ميان كار «مطوّف» بيشتر رسيدگى به امور زائران در مكه و فراهم كردن امكان انجام اعمال در مسجدالحرام و مشاعر مقدّسه بود. يكى از مهمترين وظايف آنها هدايت مذهبى حجاج در انجام اعمال واجب آنان بوده است، كارى كه امروزه به عهدۀ روحانيونى است كه همراه كاروانها به حج اعزام مىشوند.
فراهانى در سال 1302 در بارۀ مطوفين اطلاعات جالبى به دست داده است. به نوشتۀ وى «در مكه قريب سى نفر مطوّف شيعه و سنى است كه از جانب شريف مكّه معيّن و به منزلۀ زيارتنامه خوان هستند و اغلب پدر بر پدر مطوّف بودهاند.» وى با اشاره به تلاش آنها پيش از ايام حج در رفتن به شهرهاى مختلف و جلب مشترى، از پيوند آنها با حملهدارها سخن گفته و