77انگليسى را آموزش مىداد. 1اشراف حسينى نمىتوانستند از زائران ايرانى، مانند گذشته؛ يعنى پيش از كنترل سعوديها، پذيرايى و استقبال كنند.
البته از آنجا كه اين رسم هنوز باقى بود به صورت محتاطانه و گزينشى انجام مىگرفت.
دربارۀ شريف شاهين گفتهاند كه وى تعدادى از زائران شيعى را در سال 1942 به خانهاش دعوت كرد و مقدمات ملاقات اين زائران را با يكى از بستگان سلطان عبدالعزيزبن سعود ترتيب داد. در اين ديدار موضوع بحثانگيز عزاداريهاى شيعه در محرم و برخوردهاى سخت كارگزاران سعودى مورد گفتگو بود. 2ساداتى با نسب حسينى يا حسنى (كه كم و بيش به صورت آشكار، سوابق شيعى دارند) بعد از آن، همواره به طور رسمى يا نيمه رسمى، سمتى با عنوان «مزورون» - [ عنوانى شبيه مُطوّف ] براى رسيدگى به زائران، به ويژه براى زائران شيعى - داشتند.
در اين باره نمونهاى از سال 1950 نقل شده است. سلطان حسين تابندۀ گنابادى 3از يك شيعۀ محلى، از سادات حسنى با نام سيد مصطفى عطار ياد كرده كه مسؤوليت پذيرايى زائران شيعه در مدينه را عهدهدار بوده است. او افزوده است:
برخى از اجداد سيّدِ مزبور نيز در گذشته همين سمت را داشتهاند. سيد مصطفى (تا زمان استعفايش از اين سمت) براى مدتى شهردار مدينه بوده است. اين اظهارات توسط دو نويسندۀ سعودى تأييد شده است. 4بليهيشى در كتابش، در بارۀ مدينه امروز، كه در سال 1402/2-1981 نوشته، به شريف ماجد بن جدّوع بن منصور بن فهد بن راضى اشاره كرده كه در عوالى زندگى مىكند و منبع اطلاعاتى وى براى شاخههاى اشراف حسينى بوده است. بر اساس گزارش وى، در حال حاضر، اشراف حسينى ساكن مدينه (شامل العوالى) به دوازده شاخۀ زير تقسيم مىشوند: 5ذاوى راضى و المبارك. اينها عنوان مشيخه را براى همه اشراف خاندان بنوحسين به خود اختصاص دادهاند. پس از آنها: العَسّاف، المَواسا، الزَرافه، البِركه، العُميره، الشَميسان، العلى، الزُهير، الشَهيل، الشَقّارين، الشَياهين.
نسبت به طوايفِ زير مجموعۀ مربوط به نخاوله (به بحثهاى بعدى بنگريد) ، دشوار مىتوان تلفظ دقيق اسامى