78آنها را، كه نويسندگان ياد كردهاند، دريافت.
افزون بر اشراف و نخاولۀ واقعى، در مدينۀ فعلى، خاندانى از شيعههاى عرب (در اصل عراقى) هستند كه خاندان المشهدى (جمع آن المشاهده) يا عمران را تشكيل مىدهند. اينها در ظاهر سنىاند و تقريبا موقعيت بالايى در جامعۀ سنى به دست آوردهاند. اين شامل چهرههاى علمى؛ مانند نويسنده محمود عيسى المشهدى نيز مىشود. 1قبيلۀ حرب و طوايف شيعۀ آن
دست كم تا آغاز دولت سعودى وهابى (5 -1924) برخى از قبايل يا گروههايى از قبايل حجاز، به طور عمده، قبيلۀ حرب و جهينه، به طور آشكار خود را به عنوان شيعه معرفى مىكردند، بدون آنكه در طول چند قرن، به صورت جدّى خود را وابسته به مذهب خاصى مانند اماميه يا زيديه مطرح كنند. 2روحيۀ شورشى و جنگجويىِ برخى از اين قبايل، كه از آنها با عنوان «حروب» 3ياد مىشود، آثارى بر روى موقعيت شيعيان مدينه داشت، بهويژه بر روى شيعيانى كه در خارج از محدوۀ مدينه زندگى مىكردند و «نخاوله» ناميده مىشدند.
در قرن هجدهم، تنش مداومى ميان ساكنان سنىِ مدينه - يعنى اكثريت جمعيت شهر - و قبيلۀ حرب وجود داشت. آخرين حملۀ آنها به شهر مقدس در سال 1148/1735 كه گفته شده، در اين حمله شهر و بسيارى از خانههاى مردم غارت شد و اين مطلب از طرف يك شاعر با نام «السيد البيتى» ، شبيه به «اباحة المدينه» در واقعۀ حرّه عنوان شده است. 4در ديد سنيان مدينه، شيعيان طايفۀ بنوعلى - وابسته به حرب - دشمنان خطرناكترى جلوه مىكردند. به علاوه، برخى از خاندانهاى مدينه كه به داشتن عقيدۀ رفض شهرت داشتند، مورد سوء ظن و دشمنى قرار داشتند. به هر روى، اكثريت سنى شهر آنها را نوعى ستون پنجم در كنار شهر مىديدند، كسانى كه به طور آشكار نيت سوء خود را در بارۀ جمعيت سنى شهر نشان مىدادند. 5در همين زمان، نيروهاى عثمانى، حتى توان كنترل نواحى اطراف و نيز مناطق اطرافِ نزديك مدينه را نداشتند. مكانى مانند محلۀ مسجد قبا نشان داد كه براى آنان نقطۀ امنى نيست؛ به طورى كه بازسازى مسجد قبا براى مدتى به تأخير افتاد، آنچنان