62وى آنگاه توضيح مىدهد كه از اين چهارده نفر، هفت تن از مهاجران و هفت تن ديگر از انصار بود: على، ابوبكر، عبدالرحمان بن عوف، سعد بن ابىوقّاص، طلحه، زبير، وابوعبيدۀ جرّاح از مهاجرين بودند و خباب، ابودجانه، عاصم، حارث، سهلبن حنيف، سعدبن معاذ و اُسيدبن حضير در شمار انصار بودند. 1ابن ابىالحديد پس از نقل گفتار واقدى مىنويسد: با اينكه همۀ مورّخان دربارۀ فرار عثمان اتفاق نظر دارند، امّا دربارۀ عمر بن خطاب به اختلاف سخن گفتهاند. واقدى نوشته است: او هم از فراريان است ولى ابن اسحاق وبلاذرى او را از كسانى شمردهاند كه ثابت ماندند، ولى دربارۀ ابوبكر، همۀ راويانِ اهل سنّت متّفق القولند كه او جزو فراريان نبوده گرچه دربارۀ او نه جنگى نقل شده و نه كشتن يك نفر از دشمنان ولى به هر حال خود ثبات قدم جهاد است و به تنهايى كافى است؛ «وَإنْ لَم يَكُن نقلَ عنه قتل أو قتال والثبوت جهاد وفيه وحده كفاية» .
ابن ابىالحديد مىافزايد: وامّا راويان و مورّخان شيعه معتقدند كه از صحابه در نزد رسول خدا ثابت نمانده است مگر شش نفر: على، طلحه، زبير، ابودجانه، سهل بن حنيف و عاصمبن ثابت و بعضى از مورّخان شيعه هم نقل كردهاند كه از صحابه؛ اعمّ از مهاجر و انصار چهارده نفر ثابت ماندند و ابو بكر و عمر را از اين چهارده نفر به شمار نياوردهاند.
او همچنين مىافزايد: اكثر اصحاب حديث نقل كردهاند كه عثمان پس از سه روز بعد از جنگ؛ به حضور رسول خدا آمد، آن حضرت سؤال كرد: عثمان! تا كجا رسيديد؟ (فرار كرديد) عرض كرد: تا أعْرَض، رسول خدا فرمود: «لقد ذهبتم فيها عُريضه» ؛ «خيلى گشاد رفتيد!» . 2نقد كلام ابن ابىالحديد:
خلاصۀ كلام ابن ابىالحديد دربارۀ فرار و ثبات خلفاى سهگانه چنين است:
«فرار عثمان از مسلّمات تاريخ است و فرار عمر در ميان مورّخان اهل سنّت مورد اختلاف است و امّا ابوبكر از نظر شيعيان جزو فراريان است ولى از نظر اهل سنّت جزو كسانى است كه فرار نكرده و استقامت ورزيده است.»
اين گفتار ابن ابىالحديد در مورد هر سه خليفه نيازمند نقد و توضيح است و ما به همان ترتيبى كه او مطرح كرده، به بيان و توضيح مىپردازيم: