206اين اشعار و غير آنها، حاكى از ايمان خالص اين مرد الهى است و بسيار دور از انصاف است كه چنين مردى را بهخاطر برخى از روايات ساخته و پرداختۀ عناصر اموى، از جرگۀ مؤمنان دور سازيم.
اينك به بررسى برخى از روايت، كه دربارۀ تكفير او آمده است، مىپردازيم:
مسلم در صحيح خود از ابوهريره نقل مىكند كه رسول خدا به عموى خود ابوطالب گفت: عمو! بگو: «لا إله إلّااللّٰه» تا من در روز رستاخيز به نفع تو گواهى دهم.
ابوطالب گفت: اگر ترس از سرزنش قريش نبود من اين جمله را به زبان جارى مىكردم و از اين طريق ديدگان تو را روشن مىساختم، در اين هنگام آيۀ ذيل فرود آمد:
إنَّكَ لاٰ تَهْدي مَن أحْبَبْتَ وَ لكِنِّ اللّٰهَ يَهْدِي مَنْ يَشاء. 1
«تو نمىدانى آن كس را كه دوست مىدارى، هدايت كنى. خدا هركس را كه بخواهد هدايت مىكند.»
اين حديث از دو جهت مردود است:
نخست: ابوطالب در سال دهم بعثت چشم از جهان بربست و ابوهريره در سال هفتم هجرت به مدينه آمد و ايمان آورد. او اين جريان را چگونه با چشم خود ديد همچنان كه ظاهر حديث حاكى از آن است. و اگر واسطه درميان بوده، آن واسطه كيست؟ و در هردو صورت، حديث واجد شرايط حجّيت نيست.
دوم: ايمان - كه نوعى توبه است - در آخر زندگى نجاتبخش نيست، چگونه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به او چنين كارى را پيشنهاد مىكند و قرآن در اين مورد چنين مىفرمايد:
وَلَيْسَتْ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمْ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً. 2
«و توبۀ كسانى كه گناه مىكنند و آنگاه كه مرگ يكى از ايشان دررسد، مىگويد: اكنون توبه كردم، پذيرفته نيست و نيز توبۀ كسانى كه در حال كفر مىميرند، پذيرفته نخواهد بود، آنانند كه بر ايشان عذابى دردناك آماده كردهايم.»
از اينجا مىتوان به ضعف روايات پىبرد كه غالباً راويان آنان از دشمان خاندان رسالت بودند.