205ايمان ابوطالب
اهلسنت بر اندام تمام صحابه جامۀ «عدالت» ، بلكه «عصمت» مىپوشانند ولى شخصى را كه نزديك به 13 سال از جان و كيان رسول گرامى صلى الله عليه و آله دفاع كرده و همهچيز، حتّى شخصيت اجتماعى خود را فداى او نموده است را تكفير مىكنند، ما اگر بخواهيم پايۀ ايمان فردى رانسبت به موضوعى بهدست آوريم از دو راه مىتوانيم به اين هدف برسيم:
1 - رفتار و كردار او.
2 - آثار ادبى و فرهنگى او.
دربارۀ راه نخست، يادآور مىشود كه فداكارى ابوطالب را نمىتوان معلول عصبيت به بيت بنىهاشم دانست بلكه فداكارى عظيم او، اثر ايمان او بر راستگويى برادرزادهاش بود. او بسان تمام شهيدان راه حق پروانهوار سوخت و جان باخت.
در اينجا فرصتِ آن نيست كه خدمات ابوطالب بيان گردد امّا به اتفاق همۀ نويسندگان، او همۀ بلاها و رنجها را بهجان خريد و از حريم رسالت دفاع نمود، چگونه مىتوان چنين فردى را كافر ناميد!
دربارۀ راه دوم مىگوييم: آثار ادبى كه از او به يادگار مانده، به روشنى گواهى مىدهد كه او به راه و رسم برادرزادۀ خود مؤمن بوده و او را بسان موسى و مسيح عليهما السلام از پيامبران الهى مىدانست، چنانكه مىفرمايد:
ألم تعلموا أنّا وجدنا محمّداً
نبيّاً كموسىٰ خُطَّ في أوّل الكتب 1
«نمىدانيد كه ما محمد را نبى، مانند موسى مىدانيم كه در كتابهاى پيشينيان نوشته شده است.»
و در قصيدۀ ديگر مىفرمايد:
ليعلم خيار النّاس أنّ محمّداً
«بهترين مردم بدانند كه محمّد پيامبرى است مانند موسى و مسيح بن مريم.»
«او مانند آن دونفر با هدايتهاى الهى بهسوى ما آمد و هريك از پيامبران به فرمان خدا هدايت كرده و از گمراهى بازمىدارند.»