167تاكنون در هر دوره اين بنا و آثار محفوظ، و اين شكوه اسلامى از آن دورهها در [ هر ] عصرى معمول بود پس تعرض به قبّه و طاق و حرم و رواق، عين طغيان و شقاق، و صريح در خصومت و كفر و نفاق، و محاربه با حضرت خاتمالنبيّين و معارضه با ربالعالمين است؛ لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدّاً * تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدّاً. 1
[ سيرۀ مستمرۀ اسلاميه بر حفظ بقاع ]
مگر نه سيرۀ مسلمين بعد از رسول خدا از زمان ابوبكر و عمر و عثمان و اميرالمؤمنين تا خلفاى امويّين و تا عباسيين إلى يوْمنا هذا از علما و صلحا و فقهاى صحابه و تابعين و سلاطين مسلمين با كمال تصلّب در دين و قدرت و قوّت و تمكين سلطنت، پيوسته بناى همه در هر عصر و دهر و دوره بر تعظيم و تشريف و تشييد و تعمير اين قبور و قباب، و نماز در آنها و تلاوت قرآن و عبادات و طلب حوايج و استشفاعات بوده؟
آيا امروز اين يك مشت عرب بربرى بيابانى بر چيزى مطلع شدند كه در تمام قرون سالفه بر اينگونه رجال عالم، مخفى و پوشيده بوده؟ حاشا ثم حاشا، كلّا ثم كلاّ.
واضح است كه اين سيرۀ مستمره قويّه، اقوى از اجماع است. صحاح عامه و روايات متظافرۀ صحيحه از كتب سنت و جماعت در توسل و تبرك به منبر پيغمبر صلى الله عليه و آله و قبر مطهر آن سرور بسيار است. مگر نه ابوجعفر منصور دوانيقى، خليفۀ عباسى، چون از امام مالك سؤال كرد كه آيا روى به قبله كنم و خدا را بخوانم در هنگام دعا، يا آنكه روى به قبر مطهر پيغمبر صلى الله عليه و آله كنم؟ امام در جواب گفت:
«يا اباعبداللّه وَلِمَ تصرِفْ وَجْهَكَ عَنْهُ وَهُو وَسِيلَتُكَ وَوَسيلَةُ أبيكَ آدم؟» . 2
«چرا روى خود از اين قبر بگردانى و حال آنكه اين بزرگوار است وسيلۀ تو، به خدا و وسيلۀ نجات پدر تو، آدم ابوالبشر.»
مگر نه عمر بن خطاب اول كسى بود كه قبه پيغمبر صلى الله عليه و آله را با خشت بست، پس از آن هر يك از خلفا تعميرات لايقه كردند؟
آيا مقصود آنها تعظيم شعائر بود يا عبادت قبر بود. مگر نه در تمام اقطار عالم، مليّين در هر عصرى حفظ آثار قبور انبيا و اولياى صالحين مىكردهاند؟
قطع نظر از اينكه اينگونه تعظيم و تشييد، نسبت به اين قبور مقدسة، از ضروريات دين اسلام است، بلكه احترام