134سلمه قشيرى از عامر بن صعصعه و پسرش قرةبن هبيره انعكاس يافته است. گفته شده است كه هبيره به اردوگاه نعمان بن منذر حمله كرد و همسر او متجرده را به اسارت گرفت وبر غنايم واموالىنيزدست يافت. بعدها از سوى نعمان به پسرش قره محافظت از كاروانى كه به عكافا روانه شده بود، در مقابل حملۀ بدويان كه مطيع پادشاه حيره نبودند، محول گرديده بود. (يَجْفِرُهٰا علىٰ مَنْ لَيْسَ في دينِه مِن العَرب) .
ماجراها زمانى رخ داد كه نعمان مجبور به فرار از دست كسرى شد، قره نيز كاروان را به نفع خود تصرف كرد. پس از آن بنوعقيل به نزد بنوقشير آمدند و خواستار مشاركت در كاروان تصرفشده گشتند و ادعا كردند كه آنها از تعاقبهاى احتمالى عمل قره واهمه داشتهاند.
زمانىكه قشير از دادن سهمى به آنان خوددارى كردند، نزاع درگرفت. دشمنى و نزاعها زمانى بين دو گروه پايان يافت كه قشير و عقيل موافقت كردند كه رهبر عامربن صعصعه، مالك بن معاويه، ملقب به معودالحكما بين آنها حَكم گردد. اين عبارت روشنگر اين نكته است كه: در حالىكه پدر قره بهعنوان حملهكننده به اردوگاه نعمان شناخته شده بود، نعمان وادار شده بود تا براى محافظت از كاروانش به پسر او متوسل گردد. اين نشانى است از ضعف آخرين امير حيره و سياست متغير حيره نسبت به رؤساى قبايل مستقل عامربن صعصعه.
شايسته است اين نكته مورد تأكيد قرار گيرد كه عامر بن صعصعه روابط نزديكى با مكه داشته است و تغيير روابط بين حيره و عامر بن صعصعه مورد توجه و علاقۀ مكه بوده است. استفادۀ زيركانه از دشمنىهاى داخلى بين قبايل از سوى امراى حيره، جلوهاى ديگر از روابط حيره و قبايل است كه با نگاه دقيق و عميق ابوالبقاء مورد بررسى و تحليل قرار گرفته است. به گفتۀ ابوالبقاء اغلب جنگهايى كه بين قبايل رخ مىداد و امراى حيره از آن به نفع خودشان استفاده مىكردند. زمانىكه امراى حيره مىخواستند به قبيلهاى حمله كنند، از دشمنان آنها استفاده مىكردند و از گروهى برعليه گروه ديگر كمك مىگرفتند و برخى از آنان را بر برخى ديگر مىشوراندند.
بهواقع نيروهاى قابل توجّهى نيز از اين قبايل گرد آمده و همراه با گروههايى از سواران حيره در نبرد بر ضد قبيلۀ دشمن، مورد استفاده قرار مىگرفتند يا به اميد بهدست آوردن غنايم به آنها مىپيوستند.
بعد از حمله، نيروهاى قبايل بهسوى موطن