133سربرمىتافتند (امتنعوا) . ابوالبقاء مىگويد:
اطاعت براى قبايل معنايى بيش از اين نداشت كه از حمله به سواد و مرزهاى قلمروى حيره خوددارى كنند.
طبق تقسيمبندى ابوالبقاء، قبايل را مىتوان به سه گروه تقسيم نمود:
1 - قبايل مستقل (لقاح) كه به قلمرو حيره حمله مىكردند و از سوى آنان نيز مورد هجوم قرار مىگرفتند.
2 - قبايلى كه قراردادهايى با شرايط معين، با حكام حيره داشتند.
3 - قبايلى كه در مجاورت در مرزهاى حيره سكونت داشتند و به حيره وفادار بودند. گرچه حتى اين قبايل نيز از سوى حكام مورد نوازش و اعتنا قرار مىگرفتند و شهرياران حيره سعى مىكردند كه قلوب آنها را به خود جلب كنند. نزديكترين همسايگان حيره ربيعه و تميم بودند. در تبيين و تشريح معناى لقاح ابوالبقاء به ابياتى از عمرو بن حوط رياحى و گفتۀ ابوزمعه اسود بن مطلب ابن اسد در اعتراض به نيابت عثمان بن حويرث بهعنوان پادشاه مكه ازسوى بيزانس استناد كرده است.
ابوالبقاء از قبايل لقاح، اسد بن خزيمه و غطفان را برمىشمرد. آنها در روابطشان با شهرياران حيره آزاد و مستقل بودند. تنها افراد اندكى از آنان بهعنوان بازرگان، به ديدار خويشان يا بهعنوان ديداركنندگان، به دربار حيره آمده بودند.
دومين گروه شامل قبايل سليم و هوازن مىشد. ابوالبقاء گزارش مىدهد كه سليم و هوازن سابقاً پيمانهايى با حكام حيره منعقد كرده بودند. با اين وجود تابع و مطيع آنان نبودند. در گذشته آنها، كالاهاى شهرياران حيره را حمل كرده و در بازار عكافا و ديگر بازارها مىفروختند. سليم و هوازن از اين روابط با حيره سود مىبردند.
گاهى اوقات فرد يا گروهى از آنها به نزد پادشاه حيره مىرفتند، در نبردها او را همراهى مىكردند و در غنايم با پادشاه حيره شريك مىشدند. سپس اين افراد بعد از اتمام نبرد به قبيلۀ خود بازمىگشتند.
كاروانهاى حامل كالاهاى شهرياران حيره تنها وقتى مىتوانست به نجد و فراتر از آن وارد گردد كه مردانى از اين قبايل آنرا حمايت مىكردند. اين عبارت ممكن است موجب روشن شدن علت جنگهاى فجار و مسألۀ قتل عروه رحال (از عامر) توسط براض از كنانه گردد.
تغيير روابط بين شهرياران حيره و رؤساى قبايل در داستان هبيرةبن عامربن