132كشورشان (ايران) بسيار ناچيز بوده است.
از جمله مطالب مفيد در عبارتى از كتاب ابوالبقاء آنجايى است كه او جزئياتى را دربارۀ مقدار خراجهاى جمعآورى شده بهوسيلۀ نعمان از اقطاعات بخشيدهشده به وى از سوى حكام ايران ارائه كرده است: «جمع خراجهاى جمعآورى شده از اقطاعات كه كسرى به نعمان داده بود، 100000 دينار بود. در برخى كتب دربارۀ حيره اين مطلب ذكر شده است كه:
زمينهاى اعطا شده از سوى كسرى بهعنوان اقطاع رستاقهاى سليحين، قطايع بنى طلحه و سنام طباق بوده است.
اينچنين در كتابى ديدهام. ابوالبقاء نامهاى مناطقى را كه ذكر كرده در زمان خود مىشناخته است و آنها را جزو مناطقى از نجف تعيين مكان كرده است. همو اشاره دارد كه تنها جمع خراج جمعآورى شده 100000 درهم بوده است، بدون درنظر گرفتن باردهى زمينها كه هرسال متوسط 30000 كر ثمر مىداده است، بهعلاوۀ ميوهها و ديگر محصولات.
نعمان برخى از اين اراضى را به افراد مهم بخشيده بود. به سواد بن عدى (از تميم) مكانى بخشيده شد كه بعدها بهنام او، نام آن منطقه «سواديه» ناميده شد. به عبد هندبن نجم ايادى، الخصوص را بخشيده بودند.
زمانىكه خسرو پرويز دوم اياس بن قبيصه را به امارت حيره گماشت به او عينالتمرو هشتاد آبادى در حدود سواد را بخشيد. اياس بن قبيصه نيز اقساس را بهعنوان اقطاعى به مالك بن قيس بخشيد؛ مكانى كه بعدها به اقساس شناخته مىشده است.
ارتباط و روابط درونى بين حكام حيره و رؤساى قبايل از سوى ابوالبقاء اينگونه مشخص شده است: آنها بر مناطق مرزى عراق تا بحرين حكومت مىكردند، هريك از آن حاكمان بر قبايل تحت حمايتش به يك طريق حكومت مىكرد.
اما شهرياران حيره خودشان بهواقع تنها به نيابت از كسرى حكومت مىكردند. قبايل عرب سر به اطاعت آنها نمىدادند.
تنها گروهها و قبايلى كه در قلمرو تحت نفوذ و سيطرۀ حكام حيره اقامت داشتند، مجبور بودند كه از آنان اطاعت كنند و خراجهاى «اتاوه» بهعنوان آنكه در قلمرو آنها اقامت دارند، بپردازند. اين قبايل واقعاً در هراس بودند كه از سوى نيروى نظامى حيره مورد حمله قرار گيرند. زمانى كه مردمان قبيله حركت كرده و اين اراضى را ترك مىكردند و خارج از دسترس حيره قرار مىگرفتند، از اطاعت حيره