135خود برمىگشتند و شهرياران حيره تنها با نيروهاى خود مىماندند.
همكارى متقابل بين شهرياران حيره و قبايل در عملياتهاى نظامى بهخوبى در داستان حمله قرنتين مشخص شده است.
طبق خبر گزارش شده از سوى بلاذرىنعمان برادرش و برةبن رومانس (از طرف مادر) را با گروههاى نيرومند از معد و ديگر قبايل تجهيز كرد. او ضرار بن عمرو ضبى و نُه پسرش را فرا خواند كه همگى آنها پيشتر در نبرد و رهبرى معروف بودند. امير ديگر از منبه، حبيش بن دلف نيز به نزد نعمان آمد. نعمان بههمراه آنها كاروانى را به مكه فرستاد و به آنان توصيه كرد كه به بنوعامر بن صعصعه حمله كنند بعد از آنكه آنها اين سفر سوداگرانه را به پايان رساندند.
علت اين حمله را ابن اثير اينچنين آورده است:
نيروهاى حيره و همپيمانانشان به جنگ با عامر بن صعصعه فرستاده شده بودند، بهعلت حملۀ بنوعامر به كاروانهاى نعمان كه او به عكافا مىفرستاد.
زمانىكه قريش از عكافا به مكه برمىگشت، نيروهاى پادشاه حيره تحت فرماندهى برادر نعمان به بنوعامر حمله كردند. گرچه بنوعامر خبر آمدن اين نيروها را از عبداللّٰهبن جدعان شنيده بودند، ماندند و با شجاعت بىنظير و والايى به نبرد پرداختند و نيروهاى امير حيره را شكست دادند. ضرار بن عمرو بزرگ و امير منبه بهوسيلۀ پسرانش رهايى يافت، زمانىكه او مورد حملۀ ابوبراء عمرو بن مالك (برادر معاوية بن مالك، عموى عمرو بن طفيل شاعر) يكى از سركردگان عامر بن صعصعه قرار گرفته بود. حبش بن دلف به اشارۀ ضراربن عمرو اسير شده بود. و برة بن رومانس نيز بهوسيلۀ دلاور و شاعر، يزيد بن صعق اسير شده بود. يزيد بن صعق و بره را بعد از گرفتن فديه (1000 شتر و دو كنيز آوازخوان و بخشى از اموالش) آزاد كرد. سپاه شكستخورده تحت فرماندهى ضرار بن عمرو به نزد نعمان بازگشت.
پيروزى عامر در ابياتى از يزيد بن صعق ياد شده است:
ترَكْنَ اخا النعمان يوسف عانيا
وجَدَعْنَ أجناد الملوك الصنائعا
«آنان برادر نعمان را در حالى رها كردند كه او در زنجير شده بود و صنايع سپاه پادشاهان را شكست داديم.»
بُعد و جلوۀ قابل توجه نبرد از ديد