131ابن حبيب خط مرز روشنى بين قبايلى كه بزرگان آنها با ايران يا حكام حيره همكارى مىكردهاند و اقطاعاتى را به عنوان پاداش دريافت مىكردهاند و قبايلى كه سياستى مستقل نسبت به حيره را دنبال مىكردهاند، ترسيم كرده است. ابن حبيب شرح مىدهد كه قبايلى چون مضر لقاح بودند. آنها تن به اطاعت شهرياران حيره نمىدادند (لا يدينون يلمُوك) جز برخى گروهها از تميم كه سكونتگاهشان دريمامه ومناطق مجاور آن بود.
در يمامه و مناطق مجاور آن بود.
موضوع بخشش اين اقطاعات از سوى شهرياران حيره به قبايل وفادار بهخوبى در داستانى از قيس بن مسعود شيبانى مشخص شده است. خسروپرويز دوم اراضى از طف ابله (بعد از درگذشت نعمان سوم) به قيس بن مسعود بخشيده بود تا از حملات بكر بن وائل به قلمرو سواد جلوگيرى كند. برخلاف شيبان، مضر مستقل بود. و اين نكته قابل توجه است كه يكى از قوىترين قبايل متحد شدۀ بامضر، تميم بود. چند روايت با اهميت دربارۀ روابط بين حيره و قبايل ديگر بهوسيلۀ ابوالبقاء ثبت شده است. ابوالبقاء در بحث از موقعيت شهرياران حيره خاطر نشان مىكند كه بدويان (العرب) اين مسائل را بزرگ شمرده و در آن مبالغه مىكردهاند و حاكمان حيره را شهريار مىناميدهاند.
ابوالبقاء شرح مىدهد كه اكاسرۀ ايران به شهرياران حيره قلمروهايى را بهعنوان اقطاع و جهت يارى به آنها در حكومتشان مىبخشيدند. (به دليل پشتيبانى آنها از پادشاهان ايران) . شهرياران حيره خراج قلمروشان را جمع كرده و براى مصارفشان از آن استفاده مىكردند و از آن خراجها هدايايى به مردمان خود و به كسانى كه در قلمرو آنان مىزيستند و به آنان كه مىخواستند بهسوى خود جلب كنند، مىدادند. گاهى نيز به آنان (يعنى شهرياران حيره) مناطقى به عنوان اقطاعات مىدادند. ابوالبقاء خاطرنشان مىكند كه اين اقطاعات بخشيده شده از سوى حكام ايرانى به مناطق مرزى نزديك حيره محدود بوده است. شهرياران حيره نمىتوانستند از اين اراضى پافراتر نهند؛ چرا كه قلمرو ايران به دهقانان تعلق داشت، كسانىكه در بين خودشان بر سر مالكيت بر اقطاعات رقابت داشتند. ابوالبقاء عنوان مىكند كه آن اقطاعات بخشيده شده به شهرياران حيره در قياس با بخش آبادان