130تأييد مىكند و مىتواند تكميل كنندۀ خبر ثبت شده به وسيلۀ ابن خردادبه تلقى گردد گرچه اشعار ثابت تأكيدى بر دوام سيطرۀ فارس بر مدينه در نيمۀ دوّم قرن ششم ميلادى نيز مىباشد.
به جهت تأمين امنيت قلمرو حيره، جلب وفادارى قبايل ضرورى بوده است.
برخى گروهها از قبايل جنگجو در كنار واحدهاى نظامى حيره مىجنگيدهاند، رؤساى قبايل امنيت كاروانهاى فرستاده شده از طرف حكام حيره كه از قلمرو آنان مىگذشت را تضمين مىكردند، رؤساى متمرد مهار گشته و راه بازرگانى امن گرديده بود.
به منظور تحكيم وفادارى و همكارى متقابل رييس قبيله، امتيازاتى به او داده مىشد. اينگونه ردافه پديد آمده و بر طبق نقل ردف در دربار شهريار در دست راست او مىنشست و همراه با شهريار سوار بر اسب مىرفت و يك چهارم از غنايم جنگهايى كه شهريار انجام مىداد، از آنِ او بود و هدايايى نيز از سوى رعاياى شهريار حيره به او هديه مىگرديد. 1گفته شده است كه ارداف در دربار جايگاهى همچون وزير در دورۀ اسلامى داشته است. 2در دربار حيره قبيلۀ يربوع از تميم عهدهدار ردافه بوده است. 3از ديگر قبايل عهدهدار ردافه ( snialrebmahC ) شهرياران حيره، قبيلۀ ضبه، 4گروهى از تيم، 5گروهى از سدوس (از شيبان) 6و قبيلۀ تغلب 7ياد شده است. نهاد ردف اغلب در اشعار قديمى ياد شده است.
بنو يربوع از تميم فخر مىكردهاند كه آنها ارداف شهرياران حيره هستند.
اين اوضاع سياسى - اجتماعى نيمۀ دوّم قرن ششم ميلادى شاهد پديد آمدن نهاد ديگرى به نام ذوالآكال نيز بود. ابن حبيب ذوالآكال را اينگونه تعريف مىكند:
ذوى الآكال افرادى از وائل بودند، آنها برجستگان قومشان بودند و شهرياران به آنها اقطاعاتى بخشيده بودند 8توصيفى از ذوالآكال با تأكيد بر موقعيت اجتماعى آنها توسط اعشى اين گونه آورده شده است:
در اطراف من مردانى از اقطاع داران وائل است. چون شب (يعنى فراوانند) ، مهاجر و غيرمهاجر مردانى كه در زمستان گوشت مىخورند و غذا به قمار بازان ميسر دهند. 9و در بيت ديگرى اعشى مردم آكال را به عنوان مردان برجستۀ سپاه پادشاه حيره اين گونه توصيف كرده است:
«سپاه تو در نوع خود بىهمتا است، عظمت امراء ارتش تو،
امرا و فرماندهانى كه خيمههاى چرمى دارند و صاحبان اقطاعند.» 10