102روحها نيرومند گردند و نفس و طبع قوى باشند، مىتوانند با درد مقابله كنند و بر آن پيروز آيند، حال چگونه مىتوان انكار كرد كه نفس و طبع توانمند باشند و با تقرّب به خداوند و انس با او و محبّت او و لذّت ذكرش شادمان گردند و با تمام قوا به او رو آورند و با تمركز از او يارى جويند و بر او توكّل كنند و اين سرمايههاى معنوى، كارآيى بيشترى از داروهاى طبيعى نداشته باشند، به گونهاى كه درد را بهكلّى برطرف سازند؟ !
اين حقيقت را كسى جز مردم جاهل و محجوب از نور حقيقت و تيره دل و دور افتاده از خداوند و حقيقت انسانيّت، منكر نمىشوند.» 1مؤلّف كتاب «معجزات الشفاء بماء زمزم» همچنين مىنويسد:
«امّا دربارۀ آب زمزم بايد گفت: موارد بسيارى است كه دانش پزشكى حيرت زده و درمانده است و گاه نااميد از درك رمز و راز آن؛ مواردى كه شفاى بيمار جز با آب زمزم نبوده است. در اينجا به ذكر برخى مىپردازيم كه براى ما با صدق عقيده به اثبات رسيده و كسانى با نيّت استشفا از آب زمزم نوشيدهاند و خداوند آنان را شفا داده است و داستان خود را باز مىگويند و تجربه شخصىِ خود را در اين اعجاز و اثر بخشى، مورد تأكيد قرار مىدهند.»
آب زمزم و شفا از سرطان:
نويسندۀ كتاب پيشگفته دو مورد از مشاهدات شخصى خود را آورده كه به ذكر يك مورد آن بسنده مىكنيم. او مىنويسد:
«. . . دوّمين مورد، تجربۀ شخصى است كه يك خانم اهل مغرب در كتاب خود به نام «خدا را فراموش نكن» آورده و مجلۀ عربى در شمارۀ 147 و نيز «المسلمون» (در شمارۀ 24 خود در مورّخ 25 شوّال 1405ه مطابق با 6/12/1985م.) منتشر كرده است. «دكتر مهدىبن عبود» در مقدّمۀ اين كتاب مىنويسد: اين پديدۀ پزشكى دلها را انبساط مىدهد و ديدهها را نور مىبخشد؛ براى آنان كه عقل سالم و انديشۀ معتدل دارند و در گذشته نمونههايى داشته و در آينده نيز خواهند داشت. در حقيقت انسان در گنجينۀ وجود خويش داراى قدرت حياتى و روحى است كه به واسطۀ آن از عالم غيب كه در قبضۀ قدرت الهى است مدد مىگيرد و جهان غيب از عالم طبيعت گستردهتر است.
امّا اصل داستان اينگونه است كه:
خانم «ليلى حلو» به شدّت بيمار شد و