56وارد فلسفۀ حج شد. البته حج واقعى از همان ابتدا توأم با سياست بود؛ ليكن مدتها از اين امر غفلت شده بود و استفاده از بعد سياسى حج به صورت غير رسمى انجام مىشد و به عدهاى معدود و محدود از نيروهاى مبارز و جمعيّتهاى مجاهد اختصاص داشت؛ ولى اين نوع نگاه به حج، در سطح عموم رايج نبود. حج به عنوان زمينهاى براى كار سياسى، مورد پذيرش حكومتها نبود. دولتها وقتى حجّاج خود را اعزام مىكردند، از آنها توقّع داشتند كه در آن فضا، تنها به مسائل عبادى اكتفا كنند.
به گمان من اين تغيير نگاه به فلسفۀ حج در سطح حكومتها، از ابتكارات امام بود؛ ولى در سطح احزاب و جريانها و نهضتها سابقه داشت و همواره گروهها و دستجات مزبور، از حج به علت اجتماع خارقالعادۀ آن، در راستاى اهداف و اغراض خود استفاده مىكردند.
خوشبختانه از آنجا كه حضرت امام قدس سره در كنار بُعد رهبرى، مرجع تقليد هم بودند.
كلامشان در دل ملّتِ ما و بسيارى از مردم خارج از كشور نفوذ كرد و باعث شد كه صبغهاى جديد و رسمى به عمليّات حج افزوده شود. هرچند معالأسف اين دستاورد بزرگ، با مسائل اختلافانگيز و جنگ و نزاع و ديگر آفات آلوده شد كه در مسير تكاملى آن موانعى ايجاد كرد.
من فكر مىكنم اگر ما با برنامۀ واقعبينانهاى با هماهنگى دولت عربستان و برخى دولتهاى مؤثّر، اين حركت برائت را نهادينه كنيم و طرح مسائل سياسى جهان اسلام و مسائل بينالمللى اسلامى در حج به صورت رسمى پذيرفته شود و با مخالفت ديگر دُول اسلامى مواجه نگردد، مىتواند بسيار سازنده باشد.
: بىگمان سفر حج، مهمترين مجمع اسلامى است و جريانهاى گوناگون در داخل فرهنگ اسلامى و همچنين افراد با ديدگاههاى مختلف در اين مجمع و ملتقاى بزرگ اسلامى شركت مىكنند. از ديدگاه حضرت عالى چه بهرههاى مهمى، به ويژه به لحاظ فرهنگى مىتوان از مراسم حج برد؟
آقاى هاشمى: من، هم دستاوردهاى سياسى اين سفر دينى را مهم مىدانم و هم بهرههاى فرهنگى آن را. به هر حال فضاى حضور زائران در آنجا با ديگر فضاهاى فكرى و