55«مراسم برائت» و مانند آن برگزار مىشود.
پيش مىآمد كه گاهى با برخى از علماى اهل سنّت، به گفتوگو مىنشستيم و بيشتر بر محور مسائل كلامى و همچنين سياسى، در حدّ مبارزات مردم فلسطين و الجزاير كه در آن موقعيّت، مسألۀ عمدۀ جهان اسلام محسوب مىشد، به تبادل نظر مىپرداختيم.
البته در سفرهاى اول، بنده در زمينۀ مباحث سياسى و حكومتى، آمادگى چندانى نداشتم.
: جناب آقاى هاشمى! با توجه به اينكه سال جارى - 1378 ه. ش. - از سوى مقام معظم رهبرى به عنوان سال حضرت امام قدس سره اعلام شده است، لطفاً در خصوص ديدگاههاى كلّى و نگرش حضرت امام به ابعاد گوناگون حج، قدرى توضيح دهيد.
آقاى هاشمى: امام در خصوص حج، حرفهاى مشهور و معروفى دارند. ايشان از حج به عنوان «كنگرۀ عبادى - سياسى» ياد كردند. از سوى ديگر، با توجّه به اينكه شخصاً داراى روحيّۀ تعبّد و عرفان و اهل سير و سلوك بودند، براى ابعاد معنوى اين فريضه هم اهميّت زيادى قائل بودند و هرگز اين توهّم را نبايد كرد كه ايشان در مورد حج، غلبه را به مسائل سياسى مىدادند. بنده اين ادّعا را با توجّه به اُنسى كه از پيش از انقلاب با ايشان داشتم، عرض مىكنم. به خاطر دارم كه در آن روزها وقتى راجع به حج، بحثهاى محفلى با ايشان داشتيم، رضايت نمىدادند كه ما بخواهيم در حج آنقدر سياسى عمل كنيم كه مسائل عبادى، تحتالشّعاع قرار گيرد.
به ياد دارم كه حضرت امام قدس سره روى اين حديث تأكيد مىكردند كه بعد از انجام طواف، شخص گويى تازه از مادر متولّد مىشود. پس حدّ اقل دستاورد سفر حج بايد اين باشد كه آلودگىهاى گذشتۀ انسان را پاك كند و وقتى به وطن مراجعت مىكند، با طهارت مادر زادى، كارهايش را از سر بگيرد.
اما از بُعد سياسى، بايد گفت كه ايشان اين بخش از قضيّه را، كه متروك بود، احيا كردند. و عجيب اينكه اين به عنوان يك حكم دينى - مذهبى و نه لزوماً نظريّۀ سياسى،