187بسط است و نمىتوان بر مصاديق روايى جمود داشت.
مدارا و حيلۀ رفتارى
بر اساس يك نگرش فقهى در روابط با عامه، قبل از تقيۀ مداراتى، بايد از شيوههاى غلط انداز كه مخالفين را به اشتباه وامىدارد - حيله - استفاده كرد و در صورتىكه امكان بكارگيرى روشهايى كه با حفظ موازين مذهب، موافقت ظاهرى با آنها را هم نشان مىدهد، وجود نداشته باشد، نوبت به «تقيه» مىرسد. لذا پيش از تقيه، بايد تلاش كرد كه در قالبهاى مخالفپسند به مقررات خاص فقهى عمل نمود تا در اثر «مشابهت صورى» با عامه، آنها ما را موافق خود بپندارند هرچند كه در واقع موافقت و همراهى وجود ندارد.
نمونۀ اين حيلۀ رفتارى آن است كه فرد شيعى درهنگام وضوگرفتن، آب را از پايين به بالا بريزد، ولى هنگامى كه دست را از بالا به پايين مىكشد، نيت وضو كند.
بدين ترتيب، هرچند از نظر صورى موافقت با عامه انجام گرفته، ولى در حقيقت برطبق احكام فقهى شيعه، عمل انجام شده و در حفظ موازين فقهى، كوتاهى نشده است.
همچنين اين امكان وجود دارد كه شخص با حضور در نماز جماعت عامه، قصد جماعت نكند و درحالىكه قرائت و اذكار را شخصاً و به آرامى انجام مىدهد، بگونهاى وانمود كند كه ديگران متوجه نماز فراداى او نشده و گمان برند كه او نيز مانند ديگر نمازگزاران اقتدا كرده و نماز خود را به جماعت مىگزارد.
بر اين مبنا هيچ مكلّفى حق ندارد كه با امكان حيله، به تقيه رو آورد و هركس كه مىتواند با اِعمال حيله، خود را از همراهى واقعى با عامه برهاند، وظيفه دارد كه احكام مذهب خود را دقيقاً رعايت كند. امام خمينى قدس سره نه تنها بهكارگيرى چنين روشهايى را واجب نمىداند، بلكه آن را مرجوح مىشمارد؛ زيرا ائمه عليهم السلام مدارا با عامه را بگونهاى مطرح ساختهاند كه با بكارگيرى حيله منافات دارد:
«لازم نيست كه افراد به اِعمال حيله متوسل شوند و با حيله خود را از حضور در جماعت آنها خلاص كنند؛ زيرا برخى از روايات صراحت در آن دارد كه حضور در جماعت آنها و اقامۀ نماز با آنها فضيلت داشته و همچون نماز با پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است. بدون ترديد، اينگونه تشويقها و ترغيبها از سوى ائمه با