36داشتند، به توضيح آن مىپردازيم:
«چه بسا جاهلان متنسّك بگويند كه قداست خانۀ حق و كعبۀ معظّمه را به شعار و تظاهرات و راهپيمايى و اعلان برائت، نبايد شكست و حج، جاى عبادت و ذكر است نه ميدان صف آرايى و رزم و نيز چه بسا عالمان متهتّك القا كنند كه مبارزه و برائت و جنگ و ستيز، كار دنياداران ودنياطلبان بوده، ورود در مسائل سياسى، آن هم در ايام حج، دونِشأن روحانيان و علما مىباشد.» 1پاسخ تفصيلى به اين شبهات، از حوصلۀ اين مقاله خارج است. تلخ است، ولى حقيقتاً اكثر دانشمندان اسلامى (اعم از عارفان و فقيهان و مفسران) حج را تنها «عبادتى» تلقى مىكنند كه «مجموعهاى از اعمال و مناسك و اذكار» است و اسرارش نيز بر ما نامعلوم مىباشد. ابن عربى كه او را پدر عرفان اسلامى نام نهادهاند، در بحث حج و در سه موضع 2دربارۀ «تعبّدى بودن» و «غير قابل تعليل بودنِ» اعمال و مناسك حج، سخن گفته و صريحترين سخنش در اين موضوع، چنين است:
«لِأنّها افعال مخصوصة للّه عزوجلّ بالقصد، ليس للعبد فيها منفعة دنيوية الّا القليل من الرياضة البدنيه ولهذا تميّز حكم الحج عن سائر العبادات فى اغلب احواله وافعاله فى التعليل، فاكثره تعبد محض لايعقل له معنى عند الفقهاء، فكان بذاته عين الحكمة ماوضع لحكمة موجبة، وفيه اجر لايكون فى غيره من العبادات، وفيه تجلّى الهىّ لايكون فى غيره من الاعمال» . 3
ملاحظه آرا و مشى فقها و دانشمندان اسلامى در قرون گذشته نسبت به حج و مشاهدۀ تحوّل ژرفى كه حضرت امام خمينى (رضىاللّٰه عنه) در همۀ جنبههاى مكتب (و از آن جمله، حج) ايجاد كرد، عظمت او و اهميت تحوّلى كه به وجود آورد، آشكارتر مىشود؛ به حق بايد او را «احياگر حجّ ابراهيمى» ناميد. از ديدگاه آن بزرگوار ژرفانديش، حج «تنظيم و تمرين و تشكّل يك زندگى توحيدى است» . با چنين بينشى از حج، البته بيدارنمودن مسلمانان جهان، با هدف خارجكردن آنان از سلطۀ بيگانگان، بازگشت به هويت خويش، و اعلان برائت از مشركان و ملحدان و حاكمان ستمگر، از لوازم اجتنابناپذير حج است. اساساً بينش آن حضرت، با بينشهاى ديگر، تفاوت اصولى دارد. از هنرهاى او «تصحيح انديشهها» بود؛ انديشههايى كه