37در طى قرون متمادى، دستخوش انحراف و تحريف شده بود.
اگر از اين مرحله بگذريم، و به «جدايى حج از امور سياسى» (بخصوص پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران) به صورت يك شبهه بنگريم كه از سوى برخى ناآگاهان يا مغرضان القا مىشود، در واقع آنچه تاكنون در طى فصول متعدد عرضه نموديم، پاسخ به اين شبهه است. آنان كه «دين را جداى از سياست و اجتماع» تخيّل مىكنند (و به باور عالمان هشيارى چون امام راحل و شهيد مطهرى، تحت تأثير تز استعمارى و القائات استعمارگران هستند) ، حج را نيز منحصر به امور عبادى تصوّر مىنمايند. در حالى كه نه دين جداى از سياست است و نه حج منحصر به عبادت و ذكر و دعاى خشك و بىاثر؛ چرا كه اديان توحيدى - با هدف نجات انسانها از عبوديت غير حق و هدايت آنان - اساساً نمىتوانند جداى از سياست و جامعه باشند؛ چنانكه هيچ پيامبرى در انجام رسالت خويش فارغ از اين صحنه نبوده است.
اندك تأمّلى در مناسك حج و زمان واحدى كه همه مسلمانان از اقصى نقاط جهان براى انجام آن اجتماع مىكنند. . . و اينكه حاكم اسلامى در صورت لزوم بايد مردم را به حضور در مراسم حج وادار نمايد 1و حتى در صورت نياز آنان، از بيتالمال هزينۀ سفر آنان را تأمين كند 2. . .
اينكه ديدار با امام و اعلان وفادارى و آمادگى براى يارى رساندن به امام، موجب تمامشدن و كمال حج است 3. . . اينكه اگر مردم حج را كما هو حقه دريابند، دنيا و آخرتشان تأمين مىشود 4. . . اينكه هر ظلم و ستمى در اين سرزمين، مستوجب هلاك و عذاب است 5. . . و برخى آداب ديگر (همچون استحباب عبور از باب بنىشيبه براى لگدكوب كردن بت هبل و نمونههاى فراوان ديگر) ، همگى نشانگر اين حقيقت است كه حج با «سياست و اجتماع» عجين است. اساساً مراسم حج، آن هم در پايگاه توحيد، بدون توجه به عزّت و شرافت و عظمت مسلمين و خارج ساختن آنان از تحت سلطه اجانب، معنا و مفهومى ندارد.
مرورى بر تاريخ زندگى معصومان عليهم السلام و علما و مجاهدان راه دين، نشان مىدهد كه چقدر از موسم حج و اجتماع مسلمين در راه افشاى چهرۀ غاصبان و مستكبران و ستمگران بهره مىجستند.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در موسم حج، از مسلمانان مىخواست به گونهاى ظاهر شوند كه رعب در دل مشركان بيفكنند؛