38شانههاى خود را عريان كنند تا دشمن، بازوان تواناى آنان را مشاهده كند. 1
فرياد برائت اميرالمؤمنين على عليه السلام در منا و يوم الحج الاكبر و هشدار به مشركان به امر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و سخنرانى حضرت سيدالشهدا عليه السلام در سال 58 هجرى و در زمان حاكميت بنىاميه و معاوية بن ابىسفيان، در سرزمين منا و انتقاد شديد از عملكرد معاويه و تأكيد بر رساندن پيامش به گوش مردم در شهرها 2و وصيت امام باقر عليه السلام مبنى بر برگزارى مراسم مديحه و مرثيهخوانى در موسم حج 3در جهت افشاى چهرۀ ظالمان و ستمگران، همگى در همين راستا قابل تحليل است.
القاى چنين شبههاى از سوى علماى وهّابى، شگفت نيست؛ چرا كه آنان موجوديت خود و نظام خود را در خطر مىبينند. اما چنين زمزمههايى از بعضى از خوديها، حاكى از سادهلوحى و يا رسوخ همان تز استعمارىِ «جداى دين از سياست» در عمق جان آنان است. در پايان اين بخش، پاسخ زيبا و روشنگرانۀ امام را متذكر مىشويم:
«بزرگترين درد جوامع اسلامى اين است كه هنوز فلسفۀ واقعى بسيارى ازاحكام الهى را درك نكردهاند و حج، با آن همه راز و عظمتى كه دارد، هنوز به صورت يك عبادت خشك و يك حركت بىحاصل و بىثمر باقيمانده است. . .
چيزى كه تا به حال از ناحيۀ ناآگاهان و يا تحليلگران مغرض و يا جيرهخواران، به عنوان «فلسفۀ حج» ترسيم شده است، اين است كه حج يك عبادت دسته جمعى و يك سفر زيارتى و سياحتى است. . .» 42 - بدعت
آخوندهاى وهّابى، از «اعلان برائت از مشركان» به عنوان «بدعت و نوآورى در دين» ياد مىكنند؛ غافل از آنكه برائت از مشركان و مستكبران (به استناد آيات قرآن و احاديث نبوى) ، هم ريشه در قرآن دارد و هم در سنّت و سيرۀ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم.
بدعت، نوآوردن در دين و «چيزى را كه در دين نيست، به عنوان دين شمردن و عملكردن» است؛ در حالى كه چنانچه گذشت، اعلان برائت، جزء لاينفك اصل توحيد و مراسم توحيدى حجّ ابراهيمى است. البته در قاموس كسانى كه در «تحجّر و واپسگرايى و كجفهمى در دين» گوى سبقت را از «اسلاف خوارج» خود ربودهاند، اعلان برائت از مشركان، بدعت است! ! اما كيست كه نداند سرچشمۀ اين اتّهامات