100پىنوشتها:
1 - طبرى، تاريخ، ج2، ص480
2 - طبرى، همان منبع، ج 2، ص 488؛ ابن نجار: همان كتاب، ص 54
3 - ابن اسحاق، السيره، ج3، ص721؛ طبرى، همان منبع، ص488؛ ابن نجار، همان كتاب، ص54
4 - واقدى گويد: حيى بن اخطب به ابوسفيان بن حرب و قريش در مسير راهى كه با هم طى مىكردند گفت:
قريظه قوم من، با شما هستند و آنها اهل اتحاد پايدار و هفتصد و پنجاه مرد جنگجو مىباشند. (مغازى، ج2، ص454، چاپ آكسفورد) .
5 - ابن حاج، رفع الخلفا، ص 89
6 - طبرى، تاريخ، ج 2، ص 570
7 - ابن اسحاق، السيره، ج 3، ص 683؛ ديار بكرى، تاريخ الخميس، ج1، ص 460
8 - سمهودى، الوفا، ج 1، ص 460، ذكر شده است از يهوديانى كه تا هنگام آمدن اوس و خزرج در مدينه باقى ماندند گروههاى زير بودند: بنى قريظه، بنى نضير، بنى ضخم، بنى زعوراء، بنى ماسكه، بنى قمعه و بنى زيداللات كه قبيله عبداللّٰه بن سلام بودند و بنىقينقاع و بنىحجر و بنىثعلبه و اهل زهره و اهل زباله و اهل يثرب و بنىقصيص و بنىناغصه و بنى عكوه و بنى مرايه. (ابن رسته، الاعلاق النفيسه، ج 7، ص 62)
9 - ابن اسحاق، السيره، ج 2، ص 350
10 - سمهودى، همان منبع، ج 1، ص 161 و 164
11 - سمهودى، الوفا، ج1، ص 161
12 - سمهودى، همان منبع، ج 1، ص 165، مقصود از يثرب در اينجا چيزى است كه مطرى ذكر كرده است. او مىگويد: يثرب اسم سرزمين است و مدينة النبى در ناحيهاى از آن قرار دارد و امروزه (يعنى اواخر قرن هفتم هجرى) به اين اسم معروف است؛ نخلهاى زيادى دارد كه از آنِ اهل مدينه و وقف بر فقرا و ديگران است و آن در غرب محل شهادت حمزةبن عبدالمطلب مىباشد. (التعريف، ص19)
13 - سمهودى، منبع سابق، ج 1، ص 161؛ ابن رسته، الاعلاق النفيسه، ج 7، ص 61
14 - سمهودى، همان منبع، ج 1، ص 161
15 - مدنى، سيد عبيد، «اطوم مدينه منوره» ، بحث چاپ شده در مجله دانشكده ادبيات دانشگاه رياض، 32، سال سوم، ص 220