33با او در ميان بگذارد. آرى، حج داراى اين خواص و آثار است؛ زيرا شعائر آن در جايگاه مقدسى صورت مىپذيرد كه تجلّيات الهيّه از عرش بر فرش نازل مىشود؛ جايگاهى كه خداوند آن را براى مركزيّت رسالت دينى خود و به رهبرى بزرگترين داعى توحيد و مظهر حيات پاك و عبوديّت كامل حق؛ يعنى ابراهيم عليه السلام برگزيد. اين همان مكانى است كه بر بستر آن حوادثى رخ داده كه آن حوادث زمينه ساز درخشش تاريخ اسلام بوده است و دعوت بزرگترين منادى ربّانى خاتم پيامبران چهارده قرن قبل، از آنجا منتشر گرديده است.
در پرتو اين خصائص و وقايع است كه ديار حرم اهمّيت فوق العادهاى كسب كرده و فضايى روحانى و تاريخى از نوع خاص خود در آن شكل گرفته است و كسى نيست كه به زيارت كعبه بيايد مگر آنكه كموبيش تحتتأثير عمق اين فضاى روحانى قرار گيرد و پس از حج با طهارت روح و پاكى نفس باز نمىگردد مگر آنكه از نهر زلال و زمزم معنوى آن شستشو كرده است.
از اين رو روايات، حج را به عنوان افضل عبادات توصيف مىكند. اين اهميت به لحاظ روحى و فلسفۀ معنوى اين حج است نه ظواهر آن به عبارت ديگر:
حج تنها اين نيست كه ما به ديار حرم برويم و بازگرديم، بلكه حقيقت حج برخوردارى از آثار و دست آوردهايى است كه حج به خاطر آن واجب گرديده است. بدين ترتيب حج بهترين عبادت است براى آن بندهاى كه شعائر حج را با روح معنوى و با آداب صحيح بجاى آورد.
همانگونه كه بهترين غذاها تنها با ديدن آن مايه نيرومندى تن نخواهد بود.
سرور عبادات
چنانكه گفتيم حج ديدارى است با خداوند متعال، كه در پرتو اين ديدار حالات روحانى و ربّانى براى حجگزار حاصل مىگردد و با تحمّل مشقّتهاى سفر و درك مقامات معنوى، چنين احساس مىكند كه از اين دنياى مادى به جهانى الهى پر گشوده، چنانكه گويى خدا را مشاهده كرده و در پيرامون او طواف كرده و به سوى او سعى نموده و به خاطر او بار سفر بسته و در حضور او قربانى كرده و دشمنان او را رمى نموده و حوائج خود را از او مسألت كرده و به مشيت او، به حاجات خويش دست يافته است.
آرى كعبه نشانهاى از نشانههاى خدا در زمين است. در آنجا ارواح سرگشتۀ انسانى فرود مىآيند تا در ساحت قدسش قرار و آرام گيرند. در آنجا چشمههاى زلال عبوديّت از سينههاى