32حضرت ابراهيم عليه السلام پس از بناى خانۀ كعبه صلاى حج در داد تا مردم بيايند و خانۀ خدا را زيارت نموده، و حج گزارند. آهنگ حج در حقيقت پاسخى است به نداى ابراهيمى و آهنگهاى «لبّيك أللّٰهمَّ لبّيك. . .» اجابت دعوت آن پيامبر عظيم الشأن است.
به سخن ديگر: حج گزار با پاسخ به نداى ابراهيم عليه السلام آمده تا با انجام مناسك اين حقيقت را مورد تأكيد قرار دهد كه براى تنفيذ و اجراى همۀ احكام الهى بطور كامل آمادگى دارد.
حج در لغت به معناى «قصد» و يا «زيارت» آمده و در اصطلاح شريعت اسلامى، شعار سالانهاى است كه حاجيان با آهنگ مكه و طواف كعبه و حضور در عرفات و انجام ساير مناسك، به نمايش مىگزاردند. حج عبادتى است جامع كه انفاق مال و رنج تن و ذكر خدا و قربانى در راه معبود را در بر دارد، عبادتى است كه روح ساير عبادات را در چهرهاى ديگر متجلّى مىسازد.
كانون انجام فرائض حج، خانۀ خدا و مكۀ مكرّمه است. خانهاى كه ياد آور حيات ايمانى و با شكوه گروهى از بهترين بندگان خدا است كه در بستر زمين با آن زيستند.
اين حيات ايمانى با تاريخ ابراهيم خليل آغاز مىگردد و به تاريخ پيامبر آخر الزمان حضرت محمّد صلى الله عليه و آله مىانجامد. خانۀ خدا به ياد ما مىآورد كه چگونه بنده خالص خدا با تمام آنچه در اختيار دارد در راه او بايد فداكارى كند و قربانى دهد و چگونه زندگى خود را با خوشنودى خداى يگانه شكل دهد و چگونه نفس خود را در راه رسالت خداوندى تا لحظهاى كه جان در كالبد دارد به تسخير در آورد.
راهى به سوى خدا
حج راهى است كه بندگان به سوى خدا مىپويند، آخرين منزل قرب است كه مىتوانند در اين زندگى دنيوى بدان راه يابند. هر چند ساير عبادات نيز متضمّن ذكر خداوند مىباشند امّا مرحلۀ تقرّب بنده به خدا در حج برتر و بالاتر است. آنگاه كه حجگزار در برابر كعبه مىايستد ايمان دارد كه در برابر پروردگار كعبه ايستاده است، طواف پيرامون كعبه، نمايانگر اين حقيقت است كه گويى، خدا را يافته و در پيرامون او طواف مىكند، آنسان كه پروانه گرد شمع مىگردد و آنگاه كه حاجى «ملتزم» 1را در آغوش مىگيرد و به دعا و تضرّع مىپردازد. گويى دامن صاحب خانه را گرفته و صاحبخانه بدو التفات و توجّه نموده تا هر چه بنده در سويداى دل دارد