27سر انجام به اين نتايج تاريخى و عرفانى مىرسيم كه قربانى، يك امر بى سابقهاى نبوده كه اسلام از نو آن را بنياد كرده باشد، از زمان ابوالبشر تا ظهور اسلام، شيوهاى بود كه مستمراً با انواع گوناگون، معمول و متداول بوده است. خداوند متعال براى هر امتى مناسكى را در قربانى مقرر فرمود و نيز مناسك ويژهاى در ايام مخصوص يا عبادات و اوامر و نواهى قالبى و قلبى و رياضتهاى بدنى و نفسانى رابنياد كرد. جملۀ ليذكروا اللّٰه على ما رزقهم من بهيمة الأنعام اشاره به آن دارد كه هدف همۀ عبادات و تمام انتفاعات و التذاذات، ياد كردن خدايى است كه بايد صرفاً او را مورد پرستش قرار داد. اگر عبادات انسان، گوناگون است نبايد سر از اختلاف و شكاف و كينه بر آورد، چون معبود شما در اين عبادات، يگانه است و اين حقيقت بايد انسانها را بر محور خود متحد سازد. «فله اسلموا» بايد منقاد و مطيع فرمان خدا بود تا جانهاى سالم از هر گونه آفات و بندهايى كه لجاج و عناد را موجب مىشود در خود بپرورانند.
اينجاست كه بايد رسول خدا صلى الله عليه و آله به كسانى كه خويشتن را در برابر عظمت الهى حقير احساس مىكنند و در آنها نرمش و انعطاف و خشوع به هم مىرسد، مژده و نويد دهد و نيز به كسانى كه گشاده دل و صابرند و بليّات را رهيده از جزع و شكوه و ناله به جان مىخرند و قضاى الهى را با آغوشى باز پذيرا هستند. صبر بدين معنا است كه انسان حالت عادى و نخستين خود را بپايد و از آن نگاهبانى كند و هيچ رويدادى چنان حالت رام و آرام را دگرگون و طاغى نسازد و با اقامۀ نماز توجه خويش را به خداوند استمرار بخشد و روزيهايى را كه خدا بدو ارزانى داشته است از رهگذر انفاق در اختيار ديگران قرار دهد و بدينسان نعمت و منت او را سپاس دارد. 1«پس فرمان او را بپذيريد و قربان را به شرك آميخته نسازيد» ، «و بشارت ده اى محمد، فروتنان را به بزرگىِ آن سرا، يا ترسكاران را به رحمت بىمنتهى» يا «مژده ده مشتاقان را به سعادت لقاء كه هيچ مژدهاى از اين فرح افزاتر نيست» چون اينان خداى را از رهگذر قربانى هدى و نفس خود شناختند و خشيتشان فزونى گرفته است:
هر كه را نور تجلى شد فزون
خشيت و خوفش بود از حد برون
لذا صبر را پيشه كنند و در شدايد ننالند:
اگر به لطف بخوانى مزيد الطاف است
و گر به قهر برانى درون ما صاف است
درون حج گزاران واقعى با تسليم شدن در برابر اوامر الهى زلال مىگردد و «فله أسلموا» را