103خواهيم گفت.
محلى كه مسلمانان انتخاب كرده بودند، در ناحيۀ شمال، تا آنجا كه به كوه احد مربوط مىشد امنيت داشت؛ زيرا در دل كوه احد و حتى آن شعب مورد بحث منفذى به خارج از آن نبود. سمت چپ آنها (قسمت شرق) ، حد فاصل كوه رمات و اُحد مشكل امنيت داشت. پيامبر خدا - ص - براى آن كه كاملا از پشت سر امنيت داشته باشد، شمارى از سربازان را بر تپۀ رمات نهاد تا مراقب هجوم ناگهانى سپاه شرك از آن ناحيه باشند. اين تأمين دو دليل داشت؛ يكى جلوگيرى از حملۀ دشمن از پشت سر به سپاه اسلام، و ديگر دستبرد آنها به قرارگاه مسلمانان كه در مدخل شعب قرار داشت و تداركات مسلمانان در آن بود.
بنابراين پيامبر - ص - تصميم گرفت نيرويى پنجاه نفره از تيراندازان را بر بالاى رمات قرار دهد تا كنترل حد فاصل ميان احد و رمات را كه منتهى به قرارگاه مسلمانان مىشد در دست بگيرند.
اكنون پرسش اين است كه اين نيرو مىبايست كدام منطقه را حفاظت مىكرد و با تيراندازى خود مانع از نفوذ دشمن از كدام سو مىشد؟ چنين مىنمايد كسى كه بر روى جبل رمات ايستاده بايد مراقب جنوب خود باشد چون در شمال كه احد بوده و مسدود است. بنابراين دشمن ممكن است از جنوب غربى رمات، (محل استقرار سپاه مشرك) به شرق حركت كرده كوه رمات را دور بزند و از شرق به غرب از حد فاصل احد و رمات بگذرد و از پشت به قرارگاه و خود سپاه مسلمانان حمله كند.
اين محدودۀ ديد تيراندازان روى كوه رمات است. در اين صورت قابل تصور نيست كه تيراندازان روى جبل رمات مراقب حمله از ناحيۀ ديگرى باشند. اين را نيز بايد در نظر داشت كه تير يك تيرانداز تا چند متر مىرود و از چه فاصلهاى كه رها شود بر بدن دشمن يا اسب دشمن كارگر است. اين فاصله در دورترين نقطۀ خود نمىتواند از دويست تا سيصد متر آن سوتر باشد.
اين را نيز بايد بررسى كرد كه سربازى كه روى رمات ايستاده، ميدان نبرد به طور دقيق در كدام زاويۀ او است. از آنجا كه محل درگيرى در سمت غرب رمات بوده، بديهى است او بايد توجه به مسير حركت گروهى از سربازان دشمن داشته باشد كه ممكن است از غرب به سوى شرق و سپس از شمال حركت كرده و از مضيق ميان رمات و اُحد بگذرند و بر قرارگاه و يا سپاه مسلمانان يورش برند. در اين صورت مسير