184بالاى آن نوشته: مكتبة شيخالاسلام. چون وارد مىشويم عمارت كوچكى است ولى پاكيزه و خوشساخت دو طبقه. در سمت راست حجرهاى ديده مىشود قلندرى نظيف ظريف با فرش قالى. اطراف اين حجره همه قفسهبندى شده دولابچههاى شيشهاى دارد. در دولابچههاى اطراف، انواعِ كتب خطى و چاپى، عربى و فارسى، علمى، ادبى، تاريخى، لغوى، نظمى و نثرى موجود است. هر كتابى اسم و نمرۀ آن پشتش به خط جلى نوشته و فهرست اين كتب در پنج يا شش جلد ثبت است؛ به ترتيب حروف تهجى و نمره و مخصوصاً كتابهاى خطى عالى در اين كتابخانه موجود است. كتاب ديوان شاه نعمت اللّٰه خطى با كاغذ و خطى بسيار عالى در اين كتابخانه است. ظاهراً كتابدار اين كتابخانه، اسمش موسىالكاظم بود. از او پرسيدم چند مجلد كتاب در اين مكتبه است؟ گفت: شش هزار مجلد. شيخ ديگرى بود ظاهراً كليددار بود. خادم كتابخانه پيرمردى بود مصطفى نام امّا همه ارباب توقّع! مسموع افتاد كه اين خانه اصلاً خانۀ امام حسن مجتبى - ع - است و يكى از سادات حسنى كه در عصر خود شيخالاسلام مدينه بوده و مالك اين عمارت بوده آن را وقف نموده به عنوان كتابخانه و بعداً كتابهايى بر آن افزوده شده و موقوفاتى براى آن مقرر گرديده است. و چنانكه موسىالكاظم اظهار مىكرد، از طرف اسلامبول هر سال مبلغى براى مصارف اين كتابخانه مىآمده و ليكن دوازده سال است كه قطع شده، نگارنده گفت: مگر از طرف حكومت سعودى به شما كمكى نمىشود؟ گفت: به هيچوجه، اصولاً حكومت سعودى به اينگونه مؤسسات عنايتى ندارد.
كتابى را مشاهده كردم موسوم به «وفاء الوفا باخبار دارالمصطفى» تأليف شيخالاسلام نورالدين على بن جمالالدين عبداللّٰه الحسينى الشافعى السمهودى، راجع به تاريخ و متعلّقات مسجدالنبى - ص - و تاريخ مدينۀ طيّبه كه محققانه نوشته بود.
هواى مدينه با آن كه از مكه سردتر و به اعتدال نزديكتر است معذلك گرم است. روز دوم بهمن مطابق با 26 محرم 1363 ه. ق. دو ساعت از ظهر گذشته بود كه باران به شدت مىباريد، ما در باغ صافى در ايوان مقابل حوضِ آب مشغول چاى خوردن بوديم بدون آن كه ميل به آتش داشته باشيم و هوا مثل پنجاهم نوروز اصفهان است.
2 صفر 63 ه. ق. از راه عنيزه و رباض حركت كرديم، چون يك منزل از مدينه دور شديم قريهاى است كه آن را «هناكيّه» يا «اهناكيّه» نامند. در آنجا درخت بسيار شبيه درخت نخل ديده مىشودو و ميوههايى به اندازۀ نارنج و كوچكتر و رنگ قهوهاى، پوست سختى دارد