185و داخل پوست چيزى ديده مىشود به اندازۀ گردو بسيار سخت است. نجارها براى سرمته به كار مىبرند و عجمها آن را خرماى ابىجهل گويند و عربها (دوم) گويند.
از مدينه تا عنيزه راه بسيار بد است بخصوص كه باران هم آمده بود. هركجا رمل بود گِل و باتلاق شده بود؛ به نوعى كه ماشين در گل مىتپيد و هركجا كه سنگلاخ بود خطر چپ شدن ماشين و باز شدن طاير ماشين داشت بخصوص اطراف عنيزه كه رمل زياد و سنگلاخ فراوان دارد بلكه بايد گفت عنيزه و اطرافش بلادى است كوهستانى كه بين جبال و تلال واقع شده و عنيزه قصبۀ معمور و پرنعمتى است. آب آنها از چاه است حتى زراعت آنها به وسيلۀ آب چاه كه با شتر يا الاغ كشيده مىشود انجام مىگيرد و آبهاى چاههايشان مختلف است، بعضى شور و بعضى شيرين است. مردم عنيزه حنبلى مذهب و بسيار متعصب هستند. از عنيزه آمديم به مراد، اين همان مراد است كه هنگام رفتن به مكه بدان برخورديم چنانكه ذكر شد.
15 صفر، وارد شهر كويت شديم. كمال ميل را داريم برويم عتبات عاليات، متأسفانه براى كسانى كه جواز مرور در دست ندارند رفتن به عراق اكيداً ممنوع است. سال گذشته شيخ كويت، حجّاج بىجواز را ورقهاى به عنوان اقامت در كويت مىداده به مبلغ معيّنى و قنسولگرى انگليس هم ويزا مىنموده و بدين وسيله مشرف مىشدهاند ولى امسال شيخ كويت از دادن ورقه خوددارى مىكند، لذا كسانى كه جواز ندارند از رفتن به عراق محرومند، مگر به طور قاچاق، آن هم كارى است دشوار. عجالتاً ما هشت نفر هستيم از اهل شهرضا، فقط بنده جواز دارم و بس و البته اگر رفقا وسائل رفتنشان فراهم نشود بنده به طريق اولى نمىتوانم بروم. ولى گوشه و كنار مىشنوم شخصى هست كه زوار را به طور قاچاق مىبرد نجف اشرف و او مورد اطمينان آقاى آسيد جواد كه در سابق اشاره به ايشان شد مىباشد. بنابر اين بايد آسيد جواد را ملاقات كرده از ايشان تحقيق كامل نمود. ايشان پيشواى شيعه هستند در حسينيّه خَزعل و اين اوقات صبحها در حسينيه روضه است ايشان هم تشريف دارند.
17 صفر، صبح وارد حسينيه شديم، مجلس مفصلى است. آسيد جواد هم تشريف دارند جمعيت مستمع هم زياد است. از قرار معلوم شيعيان كويت امروز را وفاتِ حضرت رضا - ع - مىدانند، لذا تعطيل كردهاند. نگارنده گويد: اين بنا بر قول كفعمى است چنانكه مرحوم مجلس مىفرمايد: (به قول كفعمى وفات آن حضرت هفدهم صفر بوده اما مشهور آخر ماه صفر را گفتهاند) . بعد از ختم روضه خدمت آسيد جواد عرض كردم: مىشنويم شخصى است