137
يكى اعدات پيل آورد زى كعبه فراوان را
يكى از كركسان آورد بر گردونت پيمايى
* * *
در مكّۀ دين ابرهۀ نفس علم زد
با اشاره به فتح مكّه و درهم شكستن بتها توسّط پيامبر، در مدح ابويعقوب يوسف بن احمد الحدّادى گفته است:
بود بتخانۀ گروهى ساحت بيتالحرام
در هر حال كعبه در نظر سنايى از ارزش زيادى برخوردار است و او بهترينها را با كعبه سنجيده و كعبه را مقياس ارزشهاى والا قرار داده است. در مدح سلطان مسعود گفته است:
در او كعبۀ دگر شد و بس
كه تقرّب كند بدو هر كس 3
ديدِ سنايى نسبت به حج و كعبه ديد عرفانى است. او كعبه را همچون قطبى مىداند كه درون سينۀ عالم قرار گرفته و قلب را همچون كوه احد استوار و پابرجا و خاطرهانگيز مىداند، آنجا كه سرداران رشيدى همچون حمزۀ سيدالشهدا در آن و در راه اعتلاى اسلام فدا شدهاند.
و بدين طريق مىخواهد بگويد كه در راه معبود ازلى و محبوب ابدى بايد همۀ خواستها و آنچه سوىاللّٰه است را فدا كرد و نماز عشق خواند.
قبلۀ جان ستانۀ صمد است
سنايى پيامبر اسلام را مىستايد و مكّه و مدينه و حرم و حرى و همه و همه را در برابر او به تعظيم وامىدارد.
آن زمان آمدند بهر ثنات
سنايى در تمام اشعار خود اعم از قصيده، غزل، مثنوى و. . . به حج و كعبه و مسائل مربوط به آن توجّه خاص كرده است؛ از جمله در غزلى به مناسبت، بحث استطاعت را مدّ نظر مىگيرد و مىگويد: همانگونه كه وقتى كسى استطاعت نداشته باشد به كعبه نمىرسد، نرسيدن عشّاق به وصال معشوق را هم به خاطر همان عدم استطاعت و افلاس مىداند.