136حج را به خاطر بعضى چيزهاى بىارزش از بين برد، با توجّه به آنچه در گذشته براى نابود كردن حشرههاى موذى لباسها را در تنور پر آتش مىتكاندند تا حشرات بسوزند، سنايى حج را به لباس تشبيه كرده و گفته است نبايد به خاطر مسائل زايد و بىارزش آن را تباه كرد. او مىگويد: حج بر پايۀ معتقدات قلبى استوار است نه فقط با زبان و بيان بعضى الفاظ. وى اين تمثيل را براى شخصى مىآورد كه به خاطر عائلۀ زياد آنها را ترك مىكند و به شهرى ديگر مىرود. پروردگار به او درسى مىدهد و مىگويد:
حج مپندار گفت لبّيكى
جامه مفكن بر آتش از كيكى 1
خداوند جسميّت ندارد كه نياز به جا و مكان و خانه داشته باشد و اين كه كعبه را بيتاللّٰه مىگويند براى تعريف خانه است كه از ديگر خانهها ممتاز باشد و گرنه خداوند به خانهاى نياز ندارد. سنايى خطاب به مردم، قشرى كه توجّه به صورت دارند و از معنويّت بىخبرند، گفته است:
اى كه در بند صورت و نقشى
از اخبار و روايات چنين مستفاد مىگردد كه اوّل نقطۀ زمين محلّ كعبه بوده است و بقيّۀ قسمتهاى كرۀ ارض از گسترش همان مكان پديدار شده است.
و چون كعبه پيش از آفرينش زمين بر روى آب بوده بيت عتيق نامگذارى شده، سنايى با توجّه به همين باور است كه در مدح پيامبر اكرم كه فرمود: «كنتُ نبيّاً وآدم بين الماء والطّين» ، خلقت او را پيش از ديگر انسانها مىداند مىگويد:
كعبۀ باديۀ عدم او بود
عالم علم را علم او بود 3
سنايى به هيچ كس اجازۀ تحرّى با كعبه را نمىدهد و مىگويد:
خرد اينجا تهى كند جعبه
بر كعبه حوادث فراوانى گذشته ولى هر روز بيش از پيش بر استحكام كعبه افزوده شده است. سنايى به بسيارى از آنها اشاره كرده و به صورت تلميح به آن حوادث و داستانها پرداخته است؛ از جمله به جريان حملۀ ابرهه و به مناسبت از غرور كيكاووس نيز ياد كرده است: