80«قرن، كوهى مشرف بر عرفات، در فاصلۀ دو منزلى مكه است» . «مامقانى» نيز در كتاب «المناهج» مىگويد: «قرنالمنازل كوهى مشرف بر عرفات، در دو منزلى مكه است، و آن ميقات اهل طائف است» . استاد شهيد ما «صدر» نيز در كتاب «الموجز» در شمارش ميقاتها مىنويسد: «. . . سوم: قرن المنازل است كه در كوه مشرف بر عرفات قرار دارد.»
گويا معرفى اين ميقات به عنوان كوهى مشرف بر عرفات، گروهى را دچار حيرت و سرگردانى كرده است؛ زيرا در عرفات كوهى كه عنوان مشرف بر عرفات بر آن صدق كند، وجود ندارد؛ از اين رو آن را به «كوه كَرا» تفسير كردهاند چنانكه قاضى عيد در شرح المناسك مىگويد: «اين كوه در ميان مردم مكه و اهل اين منطقه «كَرا» - با فتح كاف و راء - ناميده مىشود. و آنچه در قاموس ذكر شده موافق سخن شارح - ره - مىباشد؛ زيرا در قاموس، در مقام شمارش معانى «قرن» آورده است: كوهى است مشرف بر عرفات و سنگ نرم و پك پاكيزه، ميقات اهل نجد و آن قريهاى است در نزديكى طائف و نام همۀ آن وادى است. . .
عبارت شيخ قطبى در كتاب «منسك» نيز چنين است: «قرن كوهى است كه در آن قريههايى در نزديكى طائف هست و داراى كشتزارها و باغهايى است و ميوههاى آن به مكه حمل مىشود. . .» قاضى عيد سپس مىافزايد: نام قريۀ ياد شده «هدا» است. . .
سخنان قاضى عيد از چند جهت قابل تأمل است:
1 - او با ملاحظۀ عبارت مطرزى و فيومى كه گفتهاند: «كوهى است مشرف بر عرفات» گمان كرده است اين عبارت صفت ميقات است، از اين رو خواسته است بين عبارت اين دو، و عبارت فيروزآبادى (درقاموس) سازگارى ايجاد كند تا نتيجه بگيرد كه ميقات عبارت از كوه مشرف بر عرفات است و به همين جهت واو عطف را از عبارت مزبور حذف كرده است زيرا اگر واو ذكر مىشد، استدلال ناقص مىگشت و نيز وجود واو عطف ثابت مىكرد كه ميقات، يكى ديگر از معانى قرن (غير از كوه مشرف بر عرفات) مىباشد. او از اين نكته غفلت كرده است كه در عبارت قاموس، قبلاً دو معنا براى قرن ذكر شده است كه عبارتند از: كوه مشرف بر عرفات و سنگ نرم پاكيزه.
بنابراين اگر كلمۀ «ميقات» كه بعد از اين دو معنا ذكر شده، به ماقبلش ارتباط پيدا كند، معنا اين خواهد بود كه: «ميقات، عبارت است از سنگ نرم، نه كوه مشرف بر عرفات» و با اين