98دينى كم شده، بويژه اين عدم اشتياق دربارۀ حج مشهود است؛ زيرا هزينۀ سنگين سفر حج، عامل مهمى در بازدارى مسلمانان از تحمل سختيهاى اين سفر است، و از اين رو بسيارى از افراد مستطيع با پرداخت پول، از سوى، نايبى به حج مىفرستند ولى گروهى ديگر در انجام حج يا سستى نموده و يا به انجام آن توجهى ندارند.
بورخارت مىگويد: گروهى از حجاج پيش از سه يا چهار ماه از وقت حج به مكه رسيدهاند، و اين گروه بدين وسيله توانستهاند ماه رمضان را در اين شهر مقدس به عبادت مشغول باشند و از اين راه اجر و ثواب فراوانى را بدست آوردهاند.
بورخارت سپس به توصيف كاروانهاى حجاج، كه از سرزمينهاى اسلامى - بويژه مصر و سوريه - به مكه مىآيند، پرداخته و مىگويد: از ديرباز و از هنگامى كه خلفا از بغداد به همراه كاروان حجاج به مكه مىآمدهاند، همواره كاروان سورى از با عظمتترين كاروانها بوده است. كاروان حج شام معمولاً از استانبول حركت مىكند و در مسير خود به سوى دمشق حجاج شهرهاى آناضول و سوريه را جمع نموده، و آنگاه وارد دمشق مىشود و چندين هفته را در آنجا به استراحت مىپردازد. در طول مسير كاروان، از استانبول تا دمشق همهگونه وسايل ايمنى و سلامتى كاروان به اجرا گذاشته مىشود، و گروهى از سربازان به دستور حاكمان شهرها اين كاروان عظيم را از شهرى به شهر ديگر همراهى مىكنند، و در ايستگاهها و خانهاى ميان راه، حجاج با حوضها و بركههاى پر از آب روبرو مىگردند.
اين حوضها معمولاً از سوى پادشاهان گذشته به منظور رفاه حجاج ساخته شده است. كاروان در هر شهرى با شادى وهلهلۀ مردم روبرو مىگرديد. هر كاروان تعداد زيادى چارپا، بويژه شتر به همراه خود داشت.
بورخارت مىگويد: در سال 1814 ميلادى تعداد حجاج كاروان شامى بالغ بر 5000 نفر بوده است، ليكن تعداد شتران همين كاروان 15000 رأس بوده است.
بورخارت به نقل از مورخى به نام «فاسى» روايت مىكند كه در سال 631 ه. مادر المستعصم باللّٰه - آخرين خليفۀ عباسى - به سفر حج رفت. و كاروان همراه او داراى يكصد و بيست هزار شتر بوده است.
همچنين در سال 97 ه. هنگامى كه سليمان بن عبدالملك - خليفۀ اموى - به