97كه در سال 121 ه. در كوفه به دستور هشام بن عبدالملك اموى كشته شد.
بورخارت در بخشى ديگر از سفرنامهاش به توصيف قاضى مكه كه معمولاً از سوى امپراتوران عثمانى معين مىشدند، مىپردازد و مىگويد غرض از اين تعيين اين بوده است كه شرفا نتوانند نظرات مستبدانه خود را بر زندگى اجتماعى ومسائل قضايى مردم تحميل كنند، ولى اعتراف مىكند كه قاضى عملاً در اختيار حاكم است؛ زيرا در بار خلافت، دست حكّام را براى هر گونه كارى بشرط فرستادن منظم ماليات و خراج به باب عالى بازگذاشته است، از اين رو هيچ فردى قادر به احقاق حق خود در محاكم نمىباشد، مگر آن كه حكومت از او پشتيبانى نمايد و يا رشوه بپردازد و لذا حكم قاضى نيز همواره تابع شخصى است كه بيشتر بپردازد. درآمد شريف غالباً از راه ماليات گمرك جده است كه بيشتر اين درآمد ميان او و پاشاى تركى تقسيم مىشد، ولى پيش از استيلاى محمد على پاشا بر حجاز شريفان مكه تمامى درآمد را به خود اختصاص داده و از پرداخت حق پاشا امتناع مىورزيدند، و اين وضعيت برقرار بود تا آن كه اين خديوى، سلطۀ خود را بر حجاز مستحكم نمود و تمامى ماليات را از آنِ خود كرد. و گفته مىشود شريف غالب در دوران عظمت و قدرت خود، داراى 8 كشتى بزرگ بود كه ميان جده و بنادر يمن و مصر به تجارت قهوه مىپرداختند، و هنگامى كه با كسادى بازار قهوه روبرو مىشد تجار و بازرگانان جده را به خريد قهوهاش به قيمت بازار وادار مىكرد. علاوه بر اين، دو كشتى از ناوگانش ساليانه يك سفر به كرانههاى جزائر هند شرقى مىپرداختند و مالالتجارهاى كه از آنجا آورده مىشد غالباً به حجاج و يا به زور به بازرگانان جدّه فروخته مىشد. علاوه بر اين درآمدها، شريف مكه درآمدهاى ديگرى از راه برقرارى ماليات بر مواد غذايى و حيوانات به دست مىآورد، با توجه به اين مالياتها بود كه در دوران شريف غالب، عايدات ساليانه او بالغ بر 350 هزار پوند انگليسى مىگرديد.
حج
در جلد دوّم از سفرنامۀ بورخارت، توصيف مفصلى دربارۀ حج و مناسك آن آمده است، بورخارت در آغاز سخنش به اين موضوع اشاره دارد كه حماس و اشتياق مسلمانان در اين سالها به انجام واجبات