63گرديد كه عقيل نيز مانند پدرش ابوطالب و برادرش على، امير مؤمنان - ع - در صف مظلومان تاريخ قرار گيرد و فضائل او نه تنها در ميان مخالفان وى بلكه به تدريج در ميان ارادتمندانش نيز در بوتۀ فراموشى سپرده شود و احياناً با مطالب ساختگى درآميزد و آشنايى با قيافۀ واقعى او را از طريق منابع خودى نيز غير ممكن نمايد و مراجعه كننده را با هالهاى از ابهام مواجه سازد و همين معنا ما را بر آن وامىدارد كه با تأييد خداوند متعال در اين زمينه مطالبى را، ولو در حد يك مقاله در اختيار خوانندۀ ارجمند قرار دهيم:
شخصيت معنوى عقيل
با همۀ پرده پوشىها و پنهانسازىهاى فضائل و با آن همه نقل و انتشار مطالب خلاف واقع و دروغين دربارۀ عقيل بن ابيطالب، باز هم حديثهايى در فضيلت و مراتب محبت رسول خدا - ص - نسبت به وى وجود دارد. و بخشى از آن، احاديثى است كه عقيل بعنوان «راوى» از رسول خدا - ص - نقل نموده است. و نيز سخنان عقيل به هنگام بدرقۀ ابوذر به ربذه و متن نامۀ او به امير مؤمنان - ع - و پاسخ آن حضرت، و حقايقى كه در مجلس معاويه، - در حضور دشمنان سرسخت امير مؤمنان - در دفاع از آن حضرت مىگفت و بيان صريح اوصاف جميله و زهد و تقواى وصىّ پيامبر و بىمبالاتى معاويه در اينجا و آنجا و. . . همگى دليل است بر عظمت شخصيت عقيل و عنايت خاص پيامبر خدا بر وى و شاهدى است گويا بر اخلاص و ارادت او به مقام ولايت و بيانگر شهامت و شجاعت او است در اظهار حقيقت در مقابل سلطه و قدرت و اين فضيلتى است بس بزرگ.
اينك هر يك از مطالب پيش را با بيانى بيشتر مىآوريم و در مورد بعضى از فرازهاى زندگى عقيل، كه موجب جوسازى مخالفان و انگيزۀ ابهام و شك و ترديد موافقان گرديده است، توضيح لازم را در اختيار حقيقت طلبان قرار مىدهيم:
عقيل در حديث رسول خدا - ص -
در فضيلت عقيل و محبت رسول خدا - ص - به وى، احاديثى است كه بيشتر آنها در منابع اهل سنت آمده: 11 - «يا أبا يزيد اِنّى أُحبُّكَ حبّين: حباً لقرابتك منّى و حبّاً لِمٰا كنتُ أعلم مِن حُبّ عمّى أبىطالب اِيّاك.» 2