64«اى ابو يزيد، من از دو جهت تو را دوست دارم؛ يكى به جهت قوم و خويشى كه با من دارى و ديگرى به جهت علاقه و محبت عمويم ابوطالب نسبت به تو.»
ابن ابىالحديد در شرح و تأييد متن اين حديث مىنويسد:
«آرى ابوطالب در ميان فرزندانش، عقيل را بيش از ديگران دوست مىداشت و از اين رو در سال قحطى، آنگاه كه رسول خدا - ص - و عمويش عباس به ابوطالب پيشنهاد كردند تا فرزندانش را در اختيار آنان بگذارد تا از بار سنگين هزينۀ زندگىاش قدرى بكاهد، ابوطالب در پاسخ آنان چنين گفت: «دعوا لى عقيلاً و خذوا من شئتم» ؛ «عقيل را براى من بگذاريد و ساير فرزندانم هر كدام را مىخواهيد با خود ببريد.»
سرانجام عباس سرپرستى جعفر را و رسول خدا - ص - سرپرستى على را به عهده گرفتند. 12 - شيخ صدوق اين حديث را از ابن عباس چنين نقل نموده است كه: امير مؤمنان - ع - به رسول خدا - ص - عرضه داشت: «يا رسول اللّٰه انّك لتحبّ عقيلاً؟ قال: اى واللّٰه اِنّى لأحبّه حبّين: حبّاً لهُ وحبّاً لحبّ أبىطالب له وانّ ولده لمقتول فى محبّة ولدك.» 23 - باز رسول خدا - ص - خطاب به امير مؤمنان - ع - فرمود: «كأنّى بك (يا على) وأنت على حوضى تذود عنه الناس وانّ عليه لأباريق مثل عدد نجوم السماء وانّى وأنت والحسن والحسين وفاطمة وعقيل وجعفر فى الجنّة إخواناً على سررٍ متقابلين. . .» 34 - همچنين امير مؤمنان از رسول خدا - ص - نقل نموده است كه فرمود:
«اعطى لكلّ نبىّ سبعة رفقاء نجباء وأعطيت أنا أربعة عشر فذكر منهم عقيلاً.» 4حديث پيامبر از زبان عقيل
فضاى منفى و نگرش انحرافى بوجود آمده دربارۀ عقيل، در دوران خلفاى اموى و مقارن با تحوّل جامعۀ اسلامى، در آزادى نقل شفاهىِ حديث و كتاب آن پس از گذشت يك قرن از طرفى، و پيروى نمودن قدماى محدثين اهل سنت از يك قانون ساختگى (كه يكى از دلائل ضعف و مردود بودن هر حديثى را در تشيع و علوى بودن راوى و ناقل آن حديث مىدانستند) از سوى ديگر، ايجاب مىكرد كه ما نتوانيم در منابع حديثى، حتى به يك حديث هم، كه بوسيلۀ عقيل بن ابيطالب نقل شده، دسترسى