62در هر يك از ساير اصحاب و ياران رسول خدا، توجه مورّخان و رجالشناسان را به خود جلب نموده و در منابع رجالى و تاريخى از جايگاه خاصى برخوردار مىسازد. ولى در مورد عقيل بن ابيطالب، قضيه به عكس است و مراجعه به اين منابع، به جاى اين كه خواننده را با خصوصيات و اوصاف واقعى او آشنا سازد، از وى قيافهاى ترسيم مىكند كه گويا او نه جزء خاندان پيامبر است و نه پيامبر و امير مؤمنان از او راضى بودند و نه داراى عقل درست بوده و نه ايمان ثابت!
اينك اين پرسش پيش مىآيد كه اين تحريف چگونه و چرا بوجود آمده است؟ !
اولين انگيزه
يكى از علل اين تحريف و دگرگونى را، ابن اثير مورّخ و رجالشناس اهل سنت، چنين مىآورد:
عقيل در فصاحت، بلاغت، طلاقت لسان، صراحت لهجه و حاضر جوابى سرآمد دوران بود و به نسابۀ عرب و انساب قبائل مختلف، بخصوص بر حسب و نسب قبيلۀ قريش و بنىاميه آشنايى كامل داشت و از گفتن معايب و نقاط ضعف و پيشينۀ سوء آنان در مجالس و محافل، خوددارى نمىكرد. گفتارش براى مخالفانش خطرناكتر از تير مسموم و زبانش برندهتر از شمشير بود و لذا سردمداران بنىاميه به عداوت و دشمنى با وى برخاستند و دربارۀ او مطالب بىاساس بهم بافتند و بجاى ذكر فضائل و نقاط قوت، دروغهاى زيادى در تضعيف و تحقير و درهم شكستن شخصيت او منتشر نمودند و تا آنجا از جادۀ انصاف بدور افتادند كه حتى عقيل بنىهاشم را به بُله و سفاهت متهم ساختند. 1دوّمين انگيزه
در كنار انگيزۀ پيشين، انگيزۀ ديگرى وجود دارد كه آن دقيقتر و ظريفتر است؛ همان علل و انگيزههايى كه از شخصيت والاى كفيل و بزرگترين حامى رسول خدا - ص - سيدالاباطح جناب ابوطالب، قيافۀ يك فرد مشرك و غير موحد ارائه نمود. انگيزههايى كه فرجامش به شهادت امير مؤمنان - ع - و فرزندانش منتهى گرديد و كار را به آنجا رساند كه وصىّ رسول خدا - ص - و فرزندان او در نمازها مورد لعن قرار گرفتند!
آرى مجموع اين عوامل موجب