52و العلامين الحضرمين را به سوى منذر حاكم بحرين گسيل داشت. و عمرو بن عاص را به سوى فرمانروايان عمان فرستاد و حارث بن عمير را به سوى دست نشاندۀ هرقل بر بُصرىٰ روانه كرد. همچنين آن حضرت نمايندگانى به سوى حاكمان يمن و برخى نقاط ديگر فرستاد.
نجاشى و مسيلمۀ كذّاب نيز از كسانى بودند كه پيامبر - ص - به سوى آنها هم نمايندگانى فرستاد و پيامبر - ص - نجاشى، فرمانرواى حبشه و مردمش را به اسلام دعوت كرد و از آنها خواست كه مهمانانش را گرامى بدارند.
نامههايى كه پيامبر - ص - به فرمانروايان كشورها و بلاد مختلف نگاشته هر كدام ويژگيهاى خاصى دارند از ميان اين نامهها بىمناسبت نمىبيند تا نامۀ رسول گرامى اسلام را به خسرو پرويز نقل كند. آن حضرت چنين نگاشته است:
بسم اللّٰه الرحمن الرحيم. از محمد فرستادۀ خدا به كسرىٰ بزرگ ايران. درود بر آن كه پيرو هدايت گرديد و به خدا و فرستادهاش گرويد. من تو را به دين خداى - عز و جل - فرا مىخوانم.
من فرستادۀ خدا به سوى تمام جهانيانم تا آن را كه زنده است بيم دهم و حجت را بر كافران تمام گردانم. اسلام بياور تا در امان بمانى و اگر به دعوت من پشت كنى، گناه مجوس بر گردن تو است.
ابلاغ سورۀ برائت در سال نهم هجرى
در سال نهم هجرى، پيغمبر - ص - ابوبكر را به عنوان اميرالحاج بر مسلمين تعيين فرمود تا مراسم حج را بجا آورد. اين حج در حالى انجام مىگرفت كه مشركان هم مىتوانستند آزادانه حج را مطابق آيين خود بجا آورند.
ابوبكر به همراه 300 نفر از مسلمانان راهى سفر حج گرديد. در همين اثنا سورۀ برائت نازل گرديد كه با صراحت به نقض پيمان ميان رسول خدا - ص - و مشركان فرمان داده بود. تا قبل از اين طرفين پيمان بسته بودند كه هيچ كس را از زيارت كعبه بازندارند و در ماه حرام ذىحجّه باعث ترس كسى نشوند. علاوه بر اين پيامبر - ص - با برخى قبائل عرب پيمانهاى موقتى نيز بسته بود كه با نزول سورۀ برائت، آن پيمانها تماماً نقض مىگشت.
چون سورۀ برائت نازل شد، به آن حضرت عرضه داشتند: كاش اين سوره را به ابوبكر