148فروريزند. مردم تركيه را آنطور كه من مىشناسم شايستگى چنين كارى هست؛ البته بايد به كمك علماى دينى آمده و به آنها از هر لحاظ مدد رسانند، تا آنها خود را بىنياز از دولت دانسته و گوش به آوازِ حكومت نباشند، و در امر وعظ و تبليغ از دولتِ بيگانه از اسلام درس نياموزند.
در آن صورت با توجه به اخلاص و شهامت و ايمانِ راستين و توانمندى و كارآيى كه همگان در مردم تركيه سراغ دارند پيروزى آنها در ايجاد حكومت اسلامى قطعى است. علمايى بزرگ از اين سامان فرارسيدن چنين روزى فرازنده را به ما نويد دادند؛ اما بايد گفت با توجه به متكى بودن شؤون دينى به دولت، بايد مراحل و گردنههاى زيادى را به تدريج پشت سر گذارند.
به هر حال، تاريخچۀ كوتاهى از دورههاى متقدم و متأخر (حكومت عثمانى) و معاصرِ (تركيه) و اوضاع و احوالى كه اين امپراتورى به خود ديد به آنها خاطرنشان شديم.
اين دو جوان ترك پرسشهايى با ما در ميان گذاشتند؛ از آن جمله:
1 - فرق ميان سنى و شيعه از نظر اعتقادى در چيست؟
يادآور شديم: تفاوت شيعى و سنى در آن است كه شيعى معتقد است امامت و پيشوايى از آنِ كسانى است كه اين سمت براى آنها از سوى رسول خدا و از رهگذر وحى معين شده، و رأىِ مردم در آن سهمى نداشته است؛ ولى خلافت و جانشينى پيامبر اكرم - ص - از نظر اهل سنت بر رأى مردم مبتنى بوده است و رأى مردم در نصب و عزل خلفا، ملاك و معيار تلقى مىشود. ولى امامت به هيچوجه متكى به رأى مردم نبوده، يعنى رأى آنها در عزل يا نصبِ آنها به امر امامت هيچ سهمى ندارد. لذا ما مىگوييم: اميرالمؤمنين على - ع - از همان زمانى كه ابوبكر طبق رأى حاضرانِ سقيفۀ بنىساعده، اكثرت آرا را به دست آورد و به خلافت منصوب شد، امام بوده و خدا او را به عنوان جانشين رسول خدا - ص - در راهبرى و امامت مردم معين كرده بود، هر چند قدرتِ اجرايى و حكومت به دست ابىبكر افتاد، ليكن در همين شرايط بايد مردم و حتى خليفه از اميرالمؤمنين على - ع - رهنمود مىگرفتند - چنانكه مىگرفتند -. در دست نداشتن حكومت و قدرت اجرايى هيچ منافاتى با امامت و رهبرى ندارد.
امام راهبر مردم است، هر چند كه توان اجراى رهنمودهاى او را از دست او بربايند و در اختيار خود گيرند. چنانكه خود اميرالمؤمنين على - ع - فرمود: