147كه اسرائيليها در لبنان و فلسطين بدانها دست مىيازند پديد نمىآمد.
بنابر اين فاصله گرفتن دولت تركيه از دين نه تنها براى بخش گستردهاى از جهان اسلام مصيبتى عظيم مىباشد، براى تركها نيز جز ركود و بلكه ضعف و ناتوانى و بدبختى و ورشكستگى اقتصادى و فساد اخلاقى چيزى به ارمغان نياورد.
هر چند موقعيتِ حزبِ رفاهِ تركيه، زنگ خطرى است براى آمريكا و اسرائيل، اما موفقيت مردم تركيه در ايجاد يك حكومت اسلامى، مراحلى تدريجى و مرور زمان را درخواست مىكند و من اطلاع دارم كه علماى دينى تركيه - البته نه همۀ آنها - خواهان چنين حكومتى هستند كه مردم تركيه را از ابتذال و فرومايگى و بىدينى كه دولت تركيه بدانها دامن مىزند برهانند. خيزشهايى هم اكنون در تركيه وجود دارد كه بايد توسط علمايى - كه از پشتوانۀ مردمى برخوردارند - اين تحركها و جنبشها بارور شود. اما متأسفانه برخى علماى دينىِ تركيه از مرتزقه و شهريه بگيران دولت و حكومت هستند و تكيهگاه مردمى ندارند؛ لذا همانطور كه اشاره شد خطبههاى نماز جمعه و موعظههاى آنها، ديكته شده و محدود به موضوعاتى خاص است كه بازدهى آن صفر و يا زير صفر و بلكه غفلتآور است. اگر مردم به مدد علمايى بيايند كه دردِ دين دارند، و از نظر اقتصادى، آنها را از شهريه و مواجب دولتى بىنياز سازند، به يقين راهبر دينى در تركيه خواهيم داشت كه مردم را از غل و زنجيرِ حكومت لائيك رهايى خواهد بخشيد.
چنانكه در ايران رهبرانِ مذهبى از كمكهاى مردمى برخوردار بودند، و آزادانه حقايقى را - بدون اين كه خود را در تنگناى خواستههاى دولت و حكومت پيش از انقلاب محدود سازند - به گوش مردم رساندند و سرانجام با پايمردى حضرت امام راحل و علما و مردم كه با يكديگر همبستگى يافتند توانستند حكومت ريشهدار سلطنتى و استبدادِ پنجاه سالۀ خاندان پهلوى را - با آنهمه قدرت و شكوهى كه به هم رسانده بودند - فروپاشانده و حكومت اسلامى را جايگزين آن سازند.
علماى تركيه وظيفهاى الهى به عهده دارند كه بايد بتشكنى را آغاز كنند، و بنيان حكومتِ لائيك را - كه كمال آتاتورك آن را به صورت معبودى براى دولت تركيه دورآورده و خود نيز بسان بت در ميان شمارى از دولتمردان، جا خوش كرده - به تدريج درهم