158ختم مىشود «بلدح» گفته نمىشده است.
در اين مورد، اقوال ديگرى نيز وجود دارد كه براى رعايت اختصار باز نگفتهام.
خوانندگان مىتوانند براى تفصيل بيشتر به «معجم معالم الحجاز» رجوع كنند.
امّا اين حسين كه در فخ به شهادت رسيد و به «صاحب فخ» نامور گشت، «حسين بن على بن حسن بن على بن ابى طالب - عليهمالسلام -» است كه در سال صد و شصت و نه ق.
بر ضد حكومت عباسيان قيام كرد و پس از نبردى خونين، در جايى كه امروزه به «الشهداء» معروف است، به دست والى مكه كشته شد. از آن پس، اين قسمت به «حىالشهداء» (محلۀ شهيدان) شهره شد.
دربارۀ اين فاجعه، اخبار بسيارى است كه به هنگام سخن پيرامون «فخ» از آنها ياد خواهيم كرد.
پارهاى از مورخان بر آنند كه: «عبداللّٰه بن عمر» در اين جا مدفون است. ليكن اين پندار، نادرست است و نامبرده در گورستان «بنى عبداللّٰه بن اسيد» در «اذاخر» به خاك سپرده شده است.
تنضباوى
«تنضباوى» بخش بزرگى از وادى «ذى طوى» است كه از سمت غربى كوه «اذاخر» و شمال كوه «قعيقعان» آغاز گشته است. و قسمت بالاى آن «اللصوص» نام دارد به دليل اين كه كوهراهى به نام «ريع اللصوص» در آن واقع است. اينك اين كوهراه بر اثر تأسيس سدّى در نزديكى «فخ» به «ريع السّد» تغيير نام داده است.
بخشميان «حجون» و «كحل» (الثنية الخضراء) «عتيبه» نام دارد و كنار چاه ذىطوى «جرول» خواندهمىشود. ومحل عبور از سمتغربى «جبلالكعبه» «تنضباوى» ناميدهمىشود.
در ادارات دولتى اين واژه را «طندباوى» مىنويسند كه واژهاى غريب است و هيچ وجه اشتقاقى براى آن نمىشناسم و قطعاً اشتباه است. بل همان «تنضباوى» صحيح است كه نسبتى است به درختان «تنضب.»
هنگامى كه كلبههاى «تكارره» در آن جا بپا مىشد، من برخى از آن درختان را با چشم