157در كودكى ما، «بطحاء» همچنان بود؛ ليكن، امروزه به خيابانى هموار با پيادهرو بدل شده است.
مكّيان، ميان قسمت پايين «ريع الحجون» و «مسجدالحرام» را «بطحاء» مىدانستند.
از «ريع الحجون» كه بگذرى به سوى مشرق «ابطح» قرار دارد كه تا «منحنى» نزد «بئر الشيبى» ادامه دارد و به آن، «معلاة» گفته مىشود. اما قسمت جنوبى پس از مسجد به طرف غرب تا «قوز المكّاسه» ، «مسفله» نام گرفته است. «قوز المكاسه» تپهاى شنى است پايين تراز «كُدى» كه «رُمضه» ناميده مىشد.
بَلْدَح (بر وزن عقرب)
در سرودۀ «ابن قيس الرقيات» آمده است:
فمنى فالجمار من عبد شمس
مقفرات فبلدع فحراء
«منا، جمار، بلدح و حراء، از عبدالشمس خالى و تهى است.»
مىگويند: هنگامى كه حسين، شهيد فخ، به شهادت رسيد، در كنارۀ آبهاى غطفان، بانگ سروشى را شنيدند كه مىخواند:
الا يا لقوم للسواد المصبح
«هان اى مردم، سياهى چيره شد زيرا كه فرزندان پيامبر در بلدح كشتار شدند. جنيان چه بزرگ و چه كوچك بايد بر حسين، بگريند؛ گرچه آنان مويهگران بشر نيستند.»
«بلدح» دومين وادى مكه است كه «الشهداء» و «ام الدود» (ام العود) در آن واقع شده است.
«ازرقى» آن را «وادى مكّه» ناميده و افزوده: وادى مكّه همان است كه به خانۀ خدا مىرسد و از آن مىگذرد.
در زمان ازرقى هر بخش از «بلدح» نام خاصى داشت و در نزديكى حراء «مكة السّلو» و كنارۀ «الشهداء» ، «فخ» ناميده مىشد.
به نظر مىرسد كه: از قديم جز بر قسمتى كه از «زاهر» شروع و به حديبيه (شميسى)