121اثرهاى قدمهاى مبارك در آنجا پيدا شد؛ مانند اثر پاى برهنه كه در گِلْ پيدا شود و بعضى گفتهاند: وقتى كه بالاى سنگ ايستاد تا خلق را به حج بخواند، اثر قدمهاى مبارك بر آن نشست. زنش گفت: من اثر انگشتان و پاشنه در آنجا ديدم، از بس كه مردم دست ماليدند، اثرش برطرف شد. و از حضرت صادق - عليه السلام - پرسيدند كه چرا مقام در طرف دست چپ واقع شد؟ فرمود: براى آن كه جاى حضرت ابراهيم - عليه السلام - در روز قيامت بر طرف دست چپ عرش پروردگار است و جاى حضرت رسول - صلى اللّٰه عليه و آله و سلم - بر طرف دست راست، و چون خانه محاذى عرش است، لهذا مقام در طرف دست چپ واقع شده.
و از وَهْب بن مُنَبِّه منقول است كه گفت: ركن و مقام دو ياقوت سرخ بودند از بهشت كه فرود آوردند، هر دو را بر كوه صفا گذاشتند، پس روشن گردانيدند هر دو زمين را از مشرق و مغرب، چنانكه روشن مىگرداند چراغ، شب تاريك را، و شهادت مىدهند هر دو روز قيامت براى كسى كه وفا كرده است به آن عهدى كه بود موفات را؛ پس برداشت اللّٰه تعالى روشنى را از ايشان براى مصلحتى كه حكمت او تقاضا مىكرد و تغيير داد حسن هر دو را و گذاشت در جايى كه هستند.
و در آثار و اخبار حجرالاسود چنين وارد است كه حجرالاسود فرشته بود از بزرگان فرشته نزد خداى تعالى در وقتى كه عهد و ميثاق مىگرفت از خلايق و گفت: آيا نيستم من پروردگار شما و محمد فرستاده و رسول من، و على و اولادش اوصياى پيغمبر من؟ اوّل كسى كه از خلايق گفت بلى و اقرار كرد به همۀ آنها او بود. پس اللّٰه تعالى گردانيد او را امين به همۀ خلق، و اين عهد و ميثاق را به وديعت نزد او گذاشت؛ و چون آدم را آفريد، او را در بهشت نزد آدم فرستاد براى يادآورى ميثاق مذكور، پس آدم هر سال تجديد عهد و ميثاق مىنمود به نزد او؛ و چون آدم از بهشت بيرون آمد عهد و ميثاق را فراموش كرد. حضرت عزّت، بنا بر مصلحتى كه مىدانست آن ملك را به صورت دُرّۀ بيضا كرد و نزد آدم فرستاد و آدم در زمين هند بود و به آن اُنس گرفته بود و نمىشناخت او را؛ پس حق تعالى گويا گردانيد او را و گفت:
اى آدم! مىشناسى مرا؟ آدم گفت: نه؛ گفت: بلى غلبه كرده است تو را فراموشى و فراموش كردى عهد و ميثاق كه كرده بودى با خداى تعالى؛ باز خالق بى چون آن را به صورت اوّل كه به همراه آدم در بهشت بود گردانيد. گفت: اى آدم! كجاست عهد و ميثاق تو؟ و به آن ياد دهانيد