79در اينجا بدون اين كه در نظر داشته باشيم سخنى بر خلاف مشهور بگوييم و يا استنباطى بجز استنباط مفسران و فقيهان از مفهوم آيۀ 197 سورۀ بقره، داشته باشيم، تنها در جوّ تفسير «فيضى و ارشادى» ، برداشتهايى «اشاره اى و يا رمزى!» از اين سه ركن از اركان مهم محرمات احرام، در افق ديد خوانندۀ تيزبين خود قرار داده و چندان اصرارى هم بر پذيرش آنها نداريم! ، هرچند كه بر دقت و ژرف نگرى و تعمق در آنچه كه ذيلاً مىآيد، پاى مىفشريم:
«لا رفث» مطلق رفث، نفى جنس، هرگونه تماس جنسى، حتى مقدماتش بر مُحرم حرام است. در آيۀ مربوط به شبهاى ماه مبارك رمضان تعبير «الرفث الى النساء» را بكار مىبرد؛ شهوت به سوى زنان 1امّا در اينجا قيدى ندارد، نه «الى النساء» ، «بسوى زنان» و نه «مع النساء» ؛ «با زنان» ، و نه «بالنساء» ؛ «به وسيلۀ زنان» كه در اينجا تنها «لارفث» آمده، در شكلى مطلق، تمام عيار و شامل؛ يعنى كليۀ بهره برداريهاى جنسى و تمامى برخوردهاى شهوانى؛ از مجامعت گرفته تا نگاه شهوت آلود و شركت در مجلس عقد! و. . . .
نفى تنها يك نوع معين كه منحصر به مجامعت باشد نيست، بلكه نفى جنس است:
شهوت رانى، شهوت انگيزى، لذت بردن، لذت دادن، همه و همه در حال احرام، حرام است، حتى مقدمات، مؤخرات و لوازم و. . . و گويا «ترك شهوت جنسى» نخستين گامِ «مُحرم» در سير الى اللّٰه است، بدين بيان كه «مُحرم» منهاى شهوت مساويست با «مُحرم» سرادقات الهى! اگر مىخواهى تو را به عنوان يك مُحرم در «خانۀ خداو مردم» ! بپذيرند، اولين قدم غلبه بر «غريزۀ جنسى» است. و اين «گامِ» تنها، كافى نيست، چرا كه شهوت منحصر به شهوت جنسى نيست! بنابر اين، جهت «تشرف حضور» بايد آمادۀ گام دوّم شد كه:
«و لا فسوق» ، هرگونه سرپيچى از دستورات الهى و تجاوز به مرزهاى ديانت، دروغ كه مفتاح تمام معاصى است، دشنام دادن و به ديگران ناسزا گفتن، فخر فروشى كردن و خويشتن خويش را از ديگران برتر و بالاتر دانستن و خود را تافتۀ جدا بافته اى از تافتهها و بافتههاى «ناس» ، تلقى كردن! همۀ اينها در حال احرام حرام است و يا اين كه بگوييم: همۀ آنچه را كه خدا در هر هنگام بر تو حرام كرده، در حال احرام بر «حرام بودن» آنها مجدّداً تأكيد مىكند كه طبعاً حرامتر و كيفر و كفّارهاش هم بيشتر. . . مواظب باش كه «محرمى» و در صدد وصول به