80مقام «مَحرمى» و تشرف به حضور حضرت حق! پس هر چه خلاف حقيقت است مگو و مكن، خود خواهى و خودسرى و مفاخره ممنوع! سرپيچى از اوامر خداوندگار قدغن! مىدانى كه دشنام به «بندۀ خدا» شكستن حرمت حرم خداست؟ ! پس از زبانت صيانت كن و آن را به دروغ و ناسزا ميالاى كه: «كمال حج و عمرۀ تو در اين است كه اندك سخن بگويى و زبان خود را محفوظ نگاه دارى. . .» 1گام ديگرى هنوز باقى است، در مسير مَحرم شدن با مردم نيز مگرنه اين است كه به سوى «بيت اللّٰه» و «بيت وضع للناس» ، خانۀ خدا و خانۀ مردم، ره مىپيمايى؟ پس:
«ولا جدال» : با احدى گستاخى مكن! و براى اثبات و يا رد چيزى قسم نخور، نه سوگند دروغ كه خود حرام است و فسوق! و نه سوگند راست، «بلى واللّٰه ولا واللّٰه» چه دورغ باشد و چه راست، براى تو كه در حال احرام به سوى حرم امن الهى رهسپارى، حرام است.
گفتيم «جدال» تنها در انحصار «لا واللّٰه وبلى واللّٰه» نيست و بنابر اين حديث «لا حلف الاّ باللّٰه» نظر به اسم «اللّٰه» ندارد، بلكه ساير اسامى مبارك پروردگار، چون: رحمان، رحيم، خالق و رازق را نيز شامل مىگردد و چه اشكال دارد كه بگوييم: تفسير «جدال» به سوگند در شكلى ويژه: «ولا واللّٰه و بلى واللّٰه» ، از باب ذكر نمونه است و الّا اطلاق آيۀ شريفه، تمامى اجناس و انواع ستيزه و نزاع و مجادله را شامل است و از همين رو در برخى از روايات در زمينۀ «تفسير جدال» ، ناسزا گويى نيز به عنوان يكى از مصاديق جدال، آمده است: «. . . وسباب الرجل الرجل.» 2بنابر اين با تمسك به اطلاق: «. . . ولا جدال فى الحج» ، آيا نمىتوان گفت كه: جنس «نزاع، دعوا، مجادله و ستيزه جويى» منع گرديده است، حال چه مشتمل بر قسم باشد (راست يا دروغ) كه نوعاً هم هست، چه نباشد. پس تمامى انواع بدزبانى، ناسزاگويى، تهمت، غيبت، استهزاء و مسخره، ياوه گويى و اهانت را نيز شامل مىگردد.
«. . . ولا جدال. . .» مفهوم گستردۀ جدال باشد، حرمت ستيزه و گستاخى با هر كس و حتى با هر چيز! ، با خودت، با مردم، با حيوانات و گياهان.
در ادامۀ آيه مربوط به «محرمات احرام» آمده است:
«وتزوّدوا فانّ خير الزاد التقوى و اتقون يا اولى الالباب.» 3
مفسران، از جمله شيخ طبرسى (متوفى سنه 548 ه. ق.) در تفسير آيۀ فوق دو وجه را