87پيامبر - ص - چون رأى بزرگان از مهاجرين و انصار مثل حمزه و سعد بن عباده و جوانان را اينچنين ديد، خوشحال شد، خود لباس رزم پوشيد، ابن ام مكتوم را براى اقامۀ نماز جاى خود گذاشت و پس از اقامه نماز عصر، عازم منطقۀ نبرد شد.
كفارِ تا دندان مسلح، گذشته از تجهيزات نظامى فراوان، اين بار براى تحريك احساسات، زنان را هم وارد ميدان كرده بودند كه بادف زدن و هلهله كردن مردان را تشويق به مبارزه كنند.
تعداد نيروهاى اسلام هزار نفر بود كه با تحريك «عبداللّٰه بن اُبىّ» سيصد نفرشان از بين راه برگشتند و تنها هفتصد نفر در كنار پيامبر باقى ماندند. با صد زره 1و يك اسب.
اما سپاه كفر، مركب از سه هزار نفر، دويست اسب، هفتصد زره، و سه هزار شتر بود. 2
پيامبر - ص - در بين راه، در محلى به نام «شيخين» بين مدينه و اُحُد شب را سپرى كرد و سحرگاهان به سوى احد حركت نمود و نماز صبح را در احد بجاى آورد. 3
با بالا آمدن روز، دو سپاه آمادۀ نبرد شدند. پيامبر پشت لشكر را به كوه احد 4و روى آن را به مدينه قرار داد و سپاه كفر پشت به مدينه و روى در روى سپاه اسلام، آمادۀ نبرد شدند.
تپهاى به نام «عَيْنَين» سمت چپ لشكر اسلام بود كه پيامبر پنجاه نفر تيرانداز را به سرگردگى «عبداللّٰه بن جُبَير» بر فراز آن قرار داد و فرمود: