88چه پيروز شويم و چه شكست بخوريم، هرگز مكان خود را ترك نكنيد.
نبرد شديدى بين دو سپاه در گرفت. با رشادت و پايمردى حضرت على - ع - پرچمداران قريش يكى پس از ديگرى كشته شدند.
حمزه رجز مىخواند و آنها را به نبرد دعوت مىكرد و چون شير به قلب سپاه دشمن حمله مىكرد و با ضربههاى محكم، آنها را به زمين مىافكند.
«هند» همسر ابوسفيان در انتقام كشته شدن پدرش «عُتبه» كه در جنگ بدر به دست حمزه كشته شده بود، با غلام «جبير بن مطعم» كه او هم عمويش را در جنگ بدر از دست داده بود، قرار گذاشته بود كه اگر حمزه را بكشد او را آزاد خواهد كرد.
«وحشى» غلام جبير كه مردى حبشى بود با اين كه در جنگيدن مشهور بود اما چون مىديد قدرت مبارزۀ رو در روى با حمزه را ندارد، با نيزۀ خود در پشت سنگى مخفى شد و در انتظار فرصت مناسب نشست.
در گرما گرم نبرد ناگهان حَمزه، در اثر لغزشى به پشت به زمين افتاد و زره از روى شكم او كنار رفت و سفيدى بدنش نمايان شد، «وحشى» فرصت را مناسب ديد و محكم نيزۀ خود را به طرف او پرتاب نمود؛ اصابت نيزه بطورى بود كه از آن طرف بدن حمزه بيرون آمد.
حمزه سعى كرد با همين حال به طرف وحشى حمله كند، اما شدت ضربه بقدرى بود كه توان او را بُريد.