89و سر انجام حمزه، اين يار با وفاى پيامبر و افسر رشيد اسلام، پس از اين كه يك تنه، سى و يك نفر از سپاه كفر را به درك واصل كرده بود 1، در حالى كه روزه بود به شهادت رسيد.
آنها وقتى از به شهادت رسيدن حمزه با خبر شدند، به جنايت فجيع ديگرى هم دست زدند؛ براى تشفى خود در انتقام گيرى از سپاه اسلام، بدن او را مثله كردند و «هند» همسر ابوسفيان، جگر او را به دندان گرفت، اما نتوانست بخورد.
پيامبر با شنيدن خبر قتل حمزه، بسيار متأثر شد، پيكر او را رو به قبله گذاشت، و سخت بر او گريست 2. اولين شهيدى كه بر او نماز گزارد، حمزه بود و پس از او هر شهيد ديگرى را كه آوردند، همراه با جنازۀ حمزه بر او نماز گزارد و بدين ترتيب، هفتاد بار بر بدن حمزه نماز خوانده شد.
همۀ شهداى اُحد با خون خود و بدون غسل و كفن دفن شدند، بجز حمزه كه در پارچهاى پشمى كه قد او را نمىپوشاند دفن شد و پيامبر گياهى خوشبو را در بالاى سر و پايين پاى او قرار داد 3.
براى دفن، هر دو شهيد را با هم در يك قبر مىگذاشتند، حمزه، كه از سوى رسول خدا - صلى اللّٰه عليه و آله - «سيد الشهدا» لقب گرفت، با فرزند خواهرش «عبداللّٰه بن جَحْش» دفن شدند.
هنگامى كه سپاه اسلام وارد مدينه شد، از همۀ خانهها صداى ناله و شيون در سوگ شهيدان بلند بود، و پيامبر وقتى ديد بر همۀ كشتهها مىگريند. اما كسى نيست كه براى حمزه عزادارى كند، ميل باطنى خود را با اين جملۀ مشهور: «لكن حَمْزَةَ لا بَواكِىَ لَهُ» بيان نمود؛ انصار با