50يهود و نصارى، هر كدام، گذشته از آن كه ابراهيم را از خود مىدانستند ديگر انبياى ابراهيمى را نيز به خود مرتبط ساخته و آنها را يهودى يا نصارىٰ معرفى مىكردند و لذا قرآن، چنان كه حضرت ابراهيم را يهودى و يا نصارى نمىداند، در مورد ديگر انبياى ابراهيمى چنين نظر مىدهد و مىفرمايد: «أم تقولون اِنّ ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الأسباط كانوا هوداً أو نصارىٰ قل أأَنتم أعلم ام اللّٰه. . .» 1بحث لغوى
«حنيف» ؛ يعنى مايل به وسط و مستقيم كه در آن ميل به حق تعبيه شده؛ مثلاً به كسى كه در خيابان راه مىرود و سعى مىكند از پيادهرو فاصله بگيرد و به وسط بيايد «حنيف» گويند. و نيز كسى كه پاى او مستقيم و به وسط مايل است «احنف» گويند. و لذا از باب «تسميه شئ به اسم ضدش» انسانى را كه پايش كج و منحرف است «احنف» نامند؛ همانگونه كه به نابينا «ابا بصير» گويند.
حنفيت مشركين
قرآن كريم براى اين كه حنفيّت بمعناى فوق را از حنفيت رائج بين مشركين جدا سازد، آن را به «مسلماً» مقيد نمود؛ زيرا آنها در حال شرك به مناسك حج و زيارت علاقمند بودند و از اين جهت آنها را حنفاء مىناميدند. 2و لذا براى تأكيد در پايان آيه، آن حضرت را از شركى كه در يهوديت و مسيحيت بود بدور مىدارد. و ما كان من المشركين.
ابراهيم - ع - مسلمان است