49مىكنيد.
«ما كان ابراهيم يهوديا و لانصرانياً ولكن حنيفاً مسلماً» 1.
در اين قسمت از آيه، چند جملۀ سلبى است و يك جمله اثباتى؛ در قسمت سلبى، ابراهيم را از يهوديت و نصرانيت جدا دانسته و ارتباط آن حضرت را با آن دو گروه منتفى مىداند.
زيرا اولاً: چنين دينى كه آميخته با تحريف است، حتى موسى و عيساى پيامبر نيز از آن بيزارند. وثانياً يهوديت و مسيحيت اصيل، گرچه حق است ولى ابراهيمخليل - عليهالسلام - برابر دينى كه بعد نازل شده عمل نمىكرد. اما جنبۀ اثباتى آن اينست كه ابراهيم - ع - يك مسلمان مستقيم است.
عظمت ابراهيم بين اهل كتاب
از آنجا كه يهود و نصارى نمىتوانستند حقانيت ابراهيم خليل را - كه عظمت او در كتب آسمانى؛ مانند صحف ابراهيم و قرآن آمده - منكر شوند، هر كدام آن حضرت را منتسب به خود مىدانسته و وى را يهودى يا مسيحى معرفى مىكردند.
ولى قرآن كريم بر تمام اين پندارها خط بطلان مىكشد و انتساب آن حضرت را به يهود و نصارىٰ منتفى مىداند. (ما كان ابراهيم يهودياً و لانصرانياً ولكن حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين) .
ادّعاى يهود و نصارى نسبت به انبياى ابراهيمى و نظر قرآن