70است. قرآن نيز عقيدۀ مشركان به بتها را ناروا مىشمرد:
«بگو: آنهايى را كه جز او خدا مىپنداريد، بخوانيد، نمىتوانند بلا را از شما دور سازند يا آن را نصيب ديگران كنند» . 1
پس از آن مجدداً از اقوامى كه با انبيا به مخالفت برخاسته و گرفتار عذاب الهى شدهاند سخن مىگويد. ارائه تصويرى از نقش خدا در هدايت انسانها و نقش شيطان در گمراه ساختن مردم با بيان سابقهاى از عناد شيطان در برابر خداوند، در ادامه آمده امّا تأكيد شده كه شيطان تسلّطى بر بندگان خدا ندارد. آيات قرآن، رسول را از تأثيرپذيرى از مشركان برحذر مىدارد، از توطئه آنان در اخراج آن حضرت سخن مىگويد. بر خواندن نماز صبحگاه و ظهر و عصر تأكيد شده و اين نشانگر وجود اين نمازها در دورۀ بعثت است. از آياتى كه دربارۀ معراج آمده و نيز اشاراتى كه به اخراج پيامبر - ص - شده و نيز آيۀ «و قل جاءالحق و ذهق الباطل» محتمل است كه سورۀ اسراء از آخرين سورههايى باشد كه در مكه نازل شده است. در همين سوره سؤال مشركان از «روح» كه همان جبرئيل است مطرح و به آن پاسخ داده شده است. تأكيد بر تحدّى قرآن، اصرار مشركان در اين كه رسول خدا - ص - معجزات محسوس آورده، از ديگر اشارات تاريخى قرآن به شرايط آن دوره مىباشد. اين سوره و سورههاى مشابه آن، در مكه نوعاً بر محور مسائلى كه گذشت، با عقايد جاهلى و برخوردهاى جاهلان مشرك برخورد كردهاند.
به هر روى آيات موزون قرآن بويژه سروههاى مكى، جايگاه ويژهاى در ذهنيت خاص ادبى ساكنان عرب مكه و نواحى آن به دست مىآورد. نقلهاى فراوانى دربارۀ اين تأثيرگذارى كه در ارتباط با شكل و محتوا بود وجود داشت. قرآن بر ساختار ادبى خود مىباليد و بر آن تحدّى مىكرد و از مخالفان مىخواست تا نظير آن 2و يا ده سوره 3و حتى يك سوره 4شبيه آن را بياورند. در برابر، هيچگونه تلاش جدى - بجز چند مورد