69و باز تأكيد بر اين كه هر فرد، مسؤول اعمال خويش بوده و نتيجۀ آن از خوب و بد به او باز خواهد گشت:
«هر كه هدايت شود به سود خود هدايت شده و هر كه گمراه گردد به زيان خود هدايت شده و هيچ كس بار ديگرى را برندارد» . 1
معمولاً خداوند دو نوع تهديد و انذار دارد: يكى تهديد نسبت به عواقب دنيوى فساد قريش، با اشاره به سرگذشت انبياى سابق و اقوام آنان.
و دوم تهديد نسبت به آتش دوزخ:
«چون بخواهيم قريهاى را هلاك كنيم، خداوندان نعمتش را بيفزاييم تا در آنجا تبهكارى كنند. آنگاه عذاب بر آنها واجب گردد و آن را در هم فرو كوبيم. بعد از نوح چه بسيار مردمى را هلاك كردهايم» . 2
تهديدهاى مزبور نسبت به عواقب دنيوى اقدامات قريش مكرر در قرآن آمده است. مثلاً با ياد از اين نكته كه مخالفان انبيا به رسولان مىگفتند: «يا به دين قوم خود گرويد يا شما را اخراج مىكنيم» 3ظالمان را تهديد به عذاب مىكند.
به دنبال آن در سوره اسراء فصلى از قواعد اخلاقى زندگى بويژه دربارۀ حرمت به پدر و مادر و رسيدگى به مساكين و درويشان آورده و اسرافكارى اشرافِ قريش را ملامت و سرزنش مىكند. بدين ترتيب اسلام خود را حامى درويشان و بر ضد اسرافكاران مىنماياند. توجه قرآن به قواعد اخلاق انسانى، در ادامه با تفصيل بيشترى در «نكشتن فرزندان» ، «نزديك نشدن به فحشا» - كه زنا نمونۀ بارز آن است - «نزديك نشدن به مال يتيم» - چه رسد به تصرف ناحق در آن -، «رعايت عدالت در كيل و وزن» - كه از مصاديق اخلاقيات انسانى اسلام است 4- «شرحى از مخالفت مشركان با قرآن و بىتوجهى آنان به شنيدن آيات» و. . . آمده است. تمسخر عقيدۀ به معاد از سوى مشركان كه در سورههاى ديگر آمده، در اينجا نيز مطرح شده